شرکت فارکس در افغانستان

برای مدیران استراتژی

تعریف مدیریت استراتژیك

می توان مدیریت استراتژیك را بدین گونه تعریف كرد: هنر و علم تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیمات وظیفه ای چندگانه كه سازمان را قادر می سازد به هدف های بلند مدت خود دست یابد. همان گونه كه از این تعریف استنباط می شود در مدیریت استراتژیك برای كسب موفقیت سازمانی بر چندین عامل تأكید می شود : هماهنگ كردن مدیریت، بازاریابی، امور مالی (حسابداری)، تولید (عملیات)، تحقیق برای مدیران استراتژی و توسعه و سیستم های اطلاعات رایانه ای. در بسیاری از دانشگاه ها و دانشكده ها، عبارت «مدیریت استراتژیك» را مترادف با «سیاست های بازرگانی» می دانند كه در برگیرنده همه مطالب درس ها و واحدهایی است كه دانشجویان در دوره مدیریت بازرگانی می گذرانند و به عنوان آخرین درس مهم این رشته تلقی می شود. (فرد . آر . دیوید . 1999).

از یك دیدگاه، فرایند مدیریت استراتژیك تلاشی است برای تهیه نسخه دوم از آنچه در مغز انسان بسیار باهوش و نخبه می گذرد، یعنی كسی كه دارای درك مستقیم از امور است، همان شخصی كه از زیر و بم شركت آگاه است و این دانش فطری و نعمت خدادادی را با تجزیه و تحلیل های علمی در هم می آمیزد.

سازگاری با تغییرات فرایند مدیریت استراتژیك بر اساس این باور قرار دارد كه سازمان ها ناگزیرند به طور دائم بر رویداد های داخلی و خارجی و روند ها نظارت كنند تا بتوانند در زمان مناسب و بر حسب ضرورت خود را با تغییرات وفق دهند. نرخ و ژرفای تغییراتی كه بر سازمانها اثر می گذارند بسیار زیاد است. برای مثال، به پدیده هایی چون ویندوز 98، بازرگانی با شبكه اینترنت، پزشكی لیزری، اسلحه های لیزری، سالخورده تر شدن جمعیت و جنون ناشی از ادغام شركت ها توجه نمایید. سازمان ها برای بقای خود باید بتوانند به شیوهای زیركانه این تغییرات را شناسایی كنند و خود را با آنها وفق دهند. هدف فرایند مدیریت استراتژیك این است كه برای سازمان ها این امكان را به وجود آورد كه بتوانند در دوره های بلند مدت به شیوه ای موفقیت آمیز خود را با شرایط در حال تغییر وفق دهند.

برای اینكه مرحله اجرای استراتژی ها به شیوه ای موفقیت آمیز انجام شود، مدیران باید از نظر ایجاد ارتباطات فردی از مهارت های بالایی برخوردار باشند. فعالیت هایی كه در زمینه ی اجرای استراتژی ها انجام می شود بر همه كاركنان و مدیران یك سازمان اثر خواهد گذاشت. هر یك از بخش ها و واحدهای سازمانی باید درصدد برآیند كه به چنین پرسش هایی پاسخ دهند: «برای اینكه در اجرایی استراتژی های سازمانی ما نقش خود را به خوبی ایفا كنیم، چه باید بكنیم؟» و «چگونه می توانیم برای مدیران استراتژی برای مدیران استراتژی این كار را به بهترین شكل ممكن انجام دهیم؟» جنبه اصلی مرحله اجرایی استراتژی ها این است كه مدیران وكاركنان تشویق و ترغیب شوند در سازمان با شیفتگی و افتخار ودر نهایت از خود گذشتگی كار كنند و در راه دستیابی به هدف های تعیین شده از هیچ كوششی فروگذار نكنند.

فرایند مدیریت استراتژیك در برگیرنده سه مرحله می شود: تدوین استراتژی ها، اجرای استراتژی ها و ارزیابی استراتژی ها. مقصود از تدوین استراتژی این است كه مأموریت شركت تعیین شود، شناسایی عواملی كه در محیط خارجی، سازمان را تهدید می كنند یا فرصت هایی را به وجود می آورند، شناسایی نقاط قوت و ضعف داخلی سازمان، تعیین هدف های بلند مدت، در نظر گرفتن استراتژی های های گوناگون و انتخاب استراتژی های خاص جهت ادامه فعالیت. مسأله هایی كه در زمینه ی تدوین استراتژی ها مطرح می شوند، عبارتند از: تعیین نوع فعالیتی كه شركت می خواهد به آن بپردازد، فعالیت هایی را كه می خواهد از آنها خارج شود، شیوه تخصیص منابع، تصمیم گیری درباره گسترش دادن یا متنوع ساختن فعالیت ها، تصمیم گیری در مورد ورود به بازارهای بین الملل، تعیین این كه آیا شركت بر آن است كه در شركت های دیگر ادغام شود یا یك مشاركت تشكیل دهد و شیوه مصون ماندن از حركات تند شركت های رقیب كه درصدد بلعیدن آن بر می آیند.

اجرای استراتژی ها ایجاب می كند كه سازمان هدف های سالانه در نظر بگیرد، سیاست ها را تعیین كند، در كاركنان انگیزه ایجاد نماید و منابع را به گونه ای تخصیص دهد كه استراتژی های تدوین شده به اجرا درآید. اجرای استراتژی ها مستلزم توسعه فرهنگی است كه استراتژی ها راتقویت نماید، یك ساختار اثر بخش سازمانی شالوده ریزی كند، تلاش های بازاریابی را هدایت نماید، بودجه بندی كند، سیستم های اطلاعاتی بهوجود آورد و از آنها استفاده نماید (بین عملكرد و جبران خدمات كاركنان رابطه ای معقول بر قرار كند).

اغلب، اجرای استراتژی ها را مرحله عملی مدیریت استراتژیك می نامند. مقصود از اجرای استراتژی ها ایناست كه كاركنان و مدیران بسیج شوند و استراتژی های تدوین شده را به مرحله عمل درآورند. اغلب، چنین تصور می شود كه در مدیریت استراتژیك مرحله اجرا مشكل ترین مرحله می باشد و ایجاب می كند كه افراد خود را متعهد به سازمان نمایند، از خود گذشتگی كنند و نوعی خود كنترلی اعمال نمایند. موفقیت مرحله اجرایی استراتژی ها بدین امر بستگی دارد كه مدیران بتوانند در كاركنان ایجاد انگیزه نمایند، و این نوعی هنر(ونه یك علم) است. اگر استراتژی هایی تدوین شوند ولی هیچ گاه به اجرا در نیایند، نوع اقدام چیزی جز عملی بیهوده نخواهد بود.

در مدیریت استراتژیك ارزیابی استراتژی ها آخرین مرحله به حساب می آید. مدیران نیاز شدید دارند كه بدانند استراتژی های خاص و مورد نظر آنان در چه زمانی كارساز واقع نمی شود؛ اصولاً ارزیابی استراتژی ها بدین معنی است كه باید در این مورد اطلاعاتی را گردآوری كرد. همه ی استراتژی ها دستخوش تغییرات آینده قرار می گیرند، زیرا عوامل داخلی و خارجی به صورت دائم در حال تغییرهستند. برای ارزیابی استراتژی ها سه فعالیت عمده به شرح زیر انجام می شوند: (1) بررسی عوامل داخلی و خارجی كه پایه و اساس استراتژی های كنونی قرار گرفته اند (2) محاسبه و سنجش عملكردها و (3) اقدامات اصلاحی. بدان سبب باید استراتژی ها را مورد ارزیابی قرار داد كه موفقیت امروز نمی تواند موفقیت فردا را تضمین نماید! موفقیت همیش موجب بروز مسائل جدید و گوناگون می شود؛ سازمانی كه به وضع كنونی خود بسنده نماید یا دچار نخوت و تكبر شود، محكوم به فنا خواهد بود.

در یك سازمان بزرگ فعالیت هایی كه در زمینه تدوین، اجرا و ارزیابی استراتژی ها انجام می شود در سه سطح از مدیریت (سلسله مراتب سازمانی) انجام می گیرد. آنها عبارتند از سطح كل شركت، سطح بخش یا واحد تجاری استراتژیك و سطح وظیفه ای. مدیریت استراتژیك در قالب یك تیم رقابتی می كوشد با تقویت سیستم ارتباطات و روابط متقابل بین مدیران و كاركنان در سطوح مختلف سازمانی نقش یا وظیفه خود را به شیوه ای عالی ایفا نماید. بسیاری از شركت های كوچك و برخی از سازمانهای بزرگ دارای واحدهای مستقل (بخش ها) یا واحدهای تجاری استراتژیك نمی باشند؛ آنها تنها در دو سطح از سازمان فعالیت می كنند: در سطح كل سازمان و در سطح وظیفه ای. با وجود این، مدیران و كاركنان، در این دو سطح باید در فعالیت های مدیریت استراتژیك نقشی فعال ایفا نمایند.

از آنجا كه هیچ سازمانی نمی تواند منابع نا محدود داشته باشد، استراتژیست ها باید در این مورد كه كدام یك از استراتژی های مختلف می توانند بیشترین منفعت را به سازمان برسانند، تصمیم گیری نمایند. تصمیماتی كه در زمینه تدوین استراتژی ها گرفته می شود سازمان را متعهد می سازد كه برای یك دوره نسبتاً بلند مدت محصولاتی برای مدیران استراتژی خاص تولید كند، در بازارهای مشخصی به فعالیت بپردازد، و سرانجام از منابع و فن آوری های شناخته شده ای استفاده كند. استراتژی ها مزایای رقابتی سازمان را در دوره های بلندمدت تعیین می نمایند. چه خوب چه بد، تصمیمات استراتژیك نتایج چند وجهی و آثار دیرپا بر سازمان می گذراند. مدیران ارشد برای درك جوانب گوناگون فرآیند تصمیمات مختلف دارای بهترین دیدگاه می باشند؛ آنها این قدرت یا اختیار را دارند كه منابع موجود را برای اجرای تصمیمات مختلف به مصرف برسانند.

پیتردراكر می گوید:كار اصلی مدیریت استراتژیك این است كه از زاویه مأموریت شركت به سازمان نگاه كند:

یعنی، مطرح كردن این پرسش « كار اصلی ما چیست؟» باعث می شود كه هدف هایی تعیین گردند، استراتژیها تدوین شوندو تصمیماتی امروز گرفته شود كه نتیجه های آن فردا به دست می آید. تردیدی نیست كه این كار باید به وسیله بخشی از سازمان انجام شود كه می تواند با دیدی گسترده به كل سازمان نگاه كند، بتواند بین هدف ها و نیازهای امروز و نیازهای فردا توازن و تعادل برقرار كند و نیز بتواند منابع انسانی و مالی را به گونه ای تخصیص دهد كه به نتایج اصلی و مورد نظر بیانجامد.( فرد . آر . دیوید . 1999)

– تركیب قضاوت شهودی و تجزیه و تحلیل علمی می توان مدیریت استراتژیك را بدین گونه توصیف كرد : روش منطقی، عینی و سیستماتیك برای اتخاذ تصمیمات بزرگ در یك سازمان. دراین مدیریت سعی می شود اطلاعات كمّی و كیفی به گونه ای تنظیم گردند كه بتوان تحت شرایط نامطمئن تصمیماتی اثر بخش اتخاذ كرد. با وجود این، مدیریت استراتژیك یك علم محض نیست كه بر اساس قانون علمی (4=2 × 2 ) عمل نماید.

با توجه به تجربه های گذشته، «برای اتخاذ تصمیمات خوب استراتژیك» لازم است از «قضاوت های شهودی» استفاده كرد. بویژه برای تصمیم گیری در شرایط بسیار نامطمئن یا مواردی كه هیچ نمونه ای در گذشته نداشته باشند باید از «قضاوتهای شهودی» استفاده كرد. همچنین هنگاهی كه متغییرهای بسیار به هم وابسته وجود دارند یا هنگامی كه فشارهای زیادی وارد می آید كه تصمیمات درست باشند و یا هنگامی كه باید از بین چندین راه حل شناخته شده، یكی را انتخاب كرد، این شیوه تصمیم گیری مفید واقع خواهد شد . چنین شرایطی بیانگر ماهیت و عصاره مدیریت استراتژیك می باشد.

برخی از مدیران و مالكان شركت ها اعتراف می كنند كه از نظر استفاده كردن از قدرت مبتنی بر قضاوت های شهودی ‌‌[الهام گرفتن] بر اتخاذ تصمیمات بزرگ از توانایی های خارق العاده برخوردارند. برای مثال، آلفرد اسلون درباره ی ویل دورانت (بنیانگذار شركت جنرال موتورز) می گوید: « به عنوان یك انسان تاآنجا كه من می دانم، تنها بر اساس الهام گرفتن عمل می نمود. او هیچ گاه برای دستیابی به حقایق نیازی به كاربرد یا استفاده از روش های فنی نداشت. در بسیاری از موارد قضاوت هایی بسیار عالی می نمود و تصمیماتی ارزنده اتخاذ می كرد.» آلبرت اینشتین هم زمانی گفت : «من الهام و قضاوت های شهودی را باور دارم.گاهی یقین پیدا می كنم كه كارم درست است، ولی نمی توانم دلیلی ارائه نمایم. قدرت تخیل بسیار مهم تر از دانش است. زیرا دانش محدود است، در حالی كه قدرت تخیل همه جهان را در بر می گیرد.»پس می بینیم كه این دانشمند بزرگ هم به قضاوت های شهودی ارج می نهد.

اگر چه رونق و بقای بسیاری از سازمان های موفق كنونی به سبب وجود مدیرانی نخبه، با نبوغ و الهام بخش است، ولی بسیاری از سازمان ها از چنین نعمتی بی بهره اند. بسیاری از سازمان ها می توانند از مدیریت استراتژیك سود جویند یعنی شیوه ای از مدیریت كه به هنگام تصمیم گیری، آمیزه ای از قضاوت های شهودی و تجزیه و تحلیل های علمی استفاده می كند. مسأله این نیست كه بین روش های تحلیلی یا استفاده از توان فطری و قضاوت های شهودی یكی را انتخاب كرد و بر آن اساس تصمیم گیری نمود. مدیران در تمام سطوح سازمان باید در تجزیه و تحلیل های مدیریت استراتژیك به هنگام تصمیم گیری از قضاوت های شهودی هم استفاده نمایند. تفكر تحلیلی و تفكر شهودی مكمل یكدیگرند.

شاید كسی بدین گونه عمل كند و بگوید : «من تصمیم خود را گرفته ام و هیچ مهم نیست كه واقعیت ها و اعداد و ارقام چه می گویند»این شیوه تصمیم گیری را نمی توان مدیریت مبتنی بر شهود نامید؛ بهتر است آن را «مدیریت مبتنی بر جهل» نامید. دراكر می گوید: «من تنها زمانی تصمیم گیری مبتنی بر قضاوت های شهودی را می پذیرم كه تصمیم گیرنده تابع نوعی نظم و انظباط باشد. آن دسته از هنرمندانی كه از روی حدس و گمان و ارقام صحت و نادرستی آن را بررسی نمایند، همانند پزشك هایی می باشند كه موجب مرگ و تباهی بیمار خواهند شد و كسانی كه در صحه مدیریت بدین گونه عمل كنند باعث مرگ و تباهی شركت و سازمان می شوند.

در زمان كنونی سرعت سرسام آور تغییرات باعث شده است دنیایی از تجارب به وجودآید كه روش های متداول مدیریت نمی توانند مناسب سازمان باشند. هنگامی كه تغییرات به صورت جزئی بود، می توانستیم از تجربه استفاده كنیم و تجربه به تنهایی راهنمای خوبی به حساب می آمد. ولی هنگامی كه تصمیمات جنبه استراتژیك دارند وبه نتایج بسیار عمده غیر قابل برگشت می انجامند، نمی توان از تصمیم گیری های مبتنی بر قضاوت های شهودی و تجربه (مبتنی بر فلسفه های مدیریت ) استفاده كرد.

فن آوری اطلاعات و جهانی شدن تغییرات خارجی هستند كه جامعه و سازمان های كنونی را متحول می سازند. در یك نقشه ی سیاسی، مرزهای بین شركت ها مشخص است، ولی در یك نقشه ی رقابتی شاهد جریان واقعی فعالیت های دائمی مالی و صنعتی می باشیم و این مرزها تا حد زیادی محو شده اند . سرعت سرسام آور اطلاعات موجب از بین رفتن مرزهای ملی شده است، به گونه ای كه در سراسر دنیا مردم می توانند نظاره گر شیوه زندگی دیگران باشند. مسافرت به خارج بسیار افزایش یافته است؛ سالانه بیش از 10میلیون ژاپنی به مسافرت می روند، میزان مهاجرت ها افزایش یافته است؛ آلمانی ها به انگلستان و مكزیكی ها به ایالت متحده آمریكا مهاجرت می كنند. همان گونه كه «دیدگاه جهانی» نشان می دهد، شركت های آمریكایی در بسیاری از صنایع در برابر رقیبان بسیار سرسختی قرار گرفته اند. پدیده هایی مانند شهروندان جهانی، رقبای جهانی، مشتریان جهانی، عرضه كنندگان جهانی و توزیع كنندگان جهانی باعث شده اند كه ما در دنیای بدون مرز زندگی كنیم!

نیاز به سازش در برابر تغییرات باعث شده است كه شركتها، از نظر مدیریت استراتژیك، پرسش های زیر را مطرح كنند: ما در برای مدیران استراتژی آینده به چه كار یا فعالیتی مشغول خواهیم بود؟ آیا ما در رشته یا زمینه درستی كار می كنیم؟ آیا ما باید شكل سازمان و فعالیت های خود را تغییر دهیم؟ چه رقبای دیگری وارد این صنعت خواهند شد؟ باید چه استراتژی هایی را به اجرا در آوریم؟ مشتریان ما چگونه تغییر می كنند؟ آیا فن آوری های جدیدی ارائه می شوند كه بتوانند ما را از صحنه فعالیت خارج كنند؟( فرد . آر . دیوید . 1999)

مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک

مدیریت و برنامه‌ریزی استراژیک با تجزیه و تحلیل شرایط درونی و بیرونی و هچنین توجه به ماموریت، چشم‌انداز و اهداف سازمانی به دنبال اتخاذ استراتژی‌های مناسب است تا مسیر حرکت سازمان را تعیین نماید.

یکی از ویژگی‌های دنیای کسب‌وکار کنونی تغییر مداوم و نسبتاً سریع در نیازهای مشتریان است و از این رو کسب رضایت مشتریان به عنوان مهم‌ترین هدف هر سازمانی، با چالش‌های اساسی مواجه است. از سوی دیگر سازمان‌ها ناگزیر به ورود به عرصه رقابت هستند و از این میان سیستمی شانس بقا دارد که سازوکارهای لازم برای آگاهی سریع از تغییرات در نیازمندی مشتریان و رفتار رقبا را داشته و توانایی پاسخ‌گویی سریع به آن‌ها را نیز دارا باشد؛ در غیر این صورت شانس چندانی برای موفقیت در عرصه کسب رضایت و رقابت نخواهد داشت. در چنین شرایطی سازمان‌ها به دنبال استفاده از رویکردهای مدیریتی نوینی هستند تا از میدان رقابت خارج نگردند. مدیریت و برنامه‌ریزی استراتژیک از جمله رویکردهای مدیریتی است که به تغییرات درونی و بیرونی سازمان‌ها نگاه جامعی دارد و در محیط پرخطر امروزی کسب‌وکار می‌تواند در سربلندی و موفقیت سازمان‌ها مفید و موثر باشد.

تفاوت مدیریت استراتژیک با دیگر پارادایم‌های علم مدیریت را دقیقا باید در اصطلاح استراتژی یافت. در این پارادایم، تمام شئون مدیریت حول محور استراتژی‌های سازمان گردش کرده و هماهنگی و انسجام خود را حفظ می‌کنند. تعاریف مختلفی از استراتژی صورت پذیرفته است که می‌توان در قالب‌ عناوینی چون: استراتژی به عنوان طرح، استراتژی به عنوان نیرنگ، استراتژی به عنوان الگو، استراتژی به عنوان موقعیت و استراتژی به عنوان نگرش؛ بیان کرد.

مدیریت و برنامه‌ریزی استراتژیک نیز به صورت‌های مختلف تعریف شده است که می‌توان تعریف کلی از هر کدام ارائه کرد. مدیریت استراتژیک عبارت است از: «فرآيند تضمين دستيابي سازمان به ماموریت، چشم‌انداز و اهداف از طریق به كارگيري استراتژي‌هاي مناسب نسبت به شرایط بیرونی و درونی». طبق اين بيان، يك استراتژي مناسب مطابق با نيازمندي‌هاي يك سازمان در زمان مشخص، تعريف مي‌شود. فرآيند مديريت استراتژيك شامل شش گام متوالي و مستمر است: (1) شناخت محيط، (2) تعیین جهت‌ سازمان، (3) تعیین اهداف، (4) تعيين و تدوين استراتژي‌ها، (5) بسترسازي و اجراي استراتژي‌ها، (6) كنترل استراتژي‌ها. برنامه‌ریزی استراتژیک نیز اینگونه تعریف می‌گردد: «فرآیند بررسی موقعیت فعلی و مسیر آینده‌ی سازمان، تنظیم اهداف، تدوین استراتژی برای تحقق آن اهداف و اندازه‌گیری نتایج است».

براساس آنچه گفته شد عدم توجه به مدیریت و برنامه‌ریزی استراتژیک توسط سازمان‌ها، این پیامدها را در پیش دارد:

برای مدیران استراتژی

مراحل تدوین استراتژی توسعه:

استراتژی:

استراتژی یکی از ابزارهای مهم در موفقیت کسب‌وکارهاست. استراتژی اهداف، منابع و مسیر درست برای رسیدن به موفقیت را به شما پیشکش می‌کند. به هر حال تعیین استراتژی و پیاده‌سازی آن نقش مهمی در تسهیل فعالیت‌های کسب‌وکار و موفقیت‌ سازمان‌ها دارد.

مدیریت استراتژیک از سه بخش اساسی تشکیل شده اند:

1_ برنامه ریزی بر ساختار استراتژیک:

تصمیم‌گیری مؤثر در مواجهه با تغییرات مداوم دنیای کسب‌وکار، دغدغه‌ی بنگاه‌ها و سازمان‌های بسیاری است. یکی از ابزارهای مطمئنی که به گرفتن تصمیم‌های کارآمد و بهنگام در سازمان‌ها کمک می‌کند، برای مدیران استراتژی برنامه ریزی استراتژیک راهبردی است، چراکه مهم است که از روند تغییرات جا نمانی و همیشه به دنبال علاج واقعه پس از وقوع آن نباشید.

اصول و مفاهیم اولیه:

برنامه ریزی استراتژیک فرآیندی گام ‌به‌ گام است که دارای اهداف و خروجی‌هایی مشخص است و قابلیت پیاده‌سازی و ارزیابی دارد. به زبان ساده، برنامه ریزی استراتژیک فرآیندی است که امکان پیش‌بینی آینده و تجسم آن بر اساس روندهای جاری و در نتیجه امکان اثر‌گذاری بر نیروی‌های موثر در تغییر سازمان را فراهم می‌کند.

2_ پیاده سازی استراتژی:

در این نگرش، بین استراتژی‌های سطح سازمان و استراتژی‌های سطوح پایین‌تر، یک رابطه یک طرفه و از بالا به پایین وجود دارد و استراتژی سطوح پایین‌تر بر اساس استراتژی سطح سازمان (اگرچه نه به‌صورت کامل) قرار دارد به این معنی که هدف‌ها، استراتژی‌ها و سیاست‌های سطوح پایین‌تر در جهت سازگاری با برای مدیران استراتژی هدف‌های سازمان تدوین می‌شوند.

با طراحی واحد‌های سازمانی و تعیین اداره‌ها و بخش‌های داخلی، کارهای سازمان میان واحد‌های اصلی تقسیم می‌شود و امکان استاندارد کردن کارها و تخصصی کردن فعالیت کارکنان فراهم می‌شود؛ ولی موفقیت سازمان در تحقق اهدافش، مستلزم هماهنگ ساختن فعالیت‌های مذکور با اهداف استراتژیک سازمان است.

در واقع بدون هماهنگی، احتمال بروز تاخیر و اتلاف وقت در انجام فعالیت‌ها، پروژه‌ها و طرح‌ها افزایش می‌یابد و ممکن است سازمان با ناتوانی و ناکامی مواجه شود.

3_سیستم ارزیابی استراتژیک:

سیستم ارزیابی استراتژی از اهمیت ویژه ای برخوردارند و باید از اهداف استراتژیک نشات گرفته باشند. در غیر این صورت ممکن است فعالیت هایی را پشتیبانی کند که اثر معکوس بر اهداف استراتژیک بگذارد. بخاطر داشته باشید که با تغییر استراتژی ها سیستم ارزیابی استراتژی نیز تغییر پیدا می کند.

هنگام صحبت کردن از تصویر برند، رهبر ارشد باید دقیقا برای مدیران استراتژی مثل ناظران خدمات مشتری عمل کند. برای ایجاد تغییرات معنی دار در برند، هر سطح از یک شرکت نه تنها باید شکاف های موجود در خدمات مشتری را پیدا کند، بلکه باید در مورد جاهایی که محصولات و سیاست های از انتظارات مشتری پایین تر است، آگاه باشد.

سیاست های شرکت اغلب فرصت ها را برای بهبود برند پنهان می کنند. سیاست، محصول و ارتباطات با یکدیگر همکاری می کنند تا تصویر جامعی را ایجاد نمایند که بر طبق آن نه تنها سیستم ارزیابی استراتژی رضایت مشتری از خدمات بلکه ارزیابی های عملکرد را نیز می توان انجام داد.

خطا های شناختی و اساسی مدیران استراتژی:

پژوهشگران بین رشته ای مدیریت استراتژیک و روانشناسی ده ها خطای شناختی را یافته و بررسی کرده اند که موجب کاهش قدرت تصمیم گیری مدیران می گردد و یا کیفیت تصمیمات آنها را پایین می آورد. بر مبنای تحقیق گروه مشاوران مکنزی، خطاهای شناختی زیر عمده ترین اشتباهات رایج در تصمیم گیری استراتژیک در سازمان های موفق بوده است.

خطاهای ناشی از منافع:

ناتوانی در تصمیم گیری یا کاهش کیفیت و دقت تصمیمات ناشی از همسو نبودن اهداف و انگیزه های فردی و واحدی با کل سازمان.

این خطا ها باعث از بین رفتن زحمات و سرمایه ها و اتلاف وقت در انجام کار های سازمان میشود.

خطا های تبعیت از الگو ها :

تعمیم رویدادها یا تصمیمات یا موفقیت ها و شکست های قبلی به موضوع تصمیم گیری جدید یا تاثیر پذیری از افراد یا شیوه بیان.

اگر مدیران از الگو های مناسب تبعیت نکنند و یا از استراتژی های نادرست و نابجا در شرایط بحرانی استفاده کنند نظام پیچیده ی سازمانی و سیستمیک بخوبی کار نخواهد کرد و یا حتی در بعضی از موارد باعث پسرفت سازمان خواهد شد.

شرکت یارگان دارای رتبه سه تولید نرم افزار از شورای عالی انفورماتیک واجد تخصص لازم در تولید و مشاوره در تولید نرم افزار _دسکتاپ، موبایل Android، موبایل IOS، وب) است. برای اخذ اطلاعات بیشتر می توانید با شماره تلفن 02188991720 تماس برقرار کنید.

دوره MBA گرایش مدیریت استراتژیک

دوره مدیریت mba

MBA مخفف Master of Business Administration، به معنی مدیریت ارشد کسب و کار می باشد. این دوره برای ارتقاء مدیران حرفه ای و آینده نگر و با هدف کسب دانش و مهارت‌های مدیریت کسب وکار برگزارمی شود. MBA در کشورهای توسعه یافته دوره ای شناخته شده و بسیار پرطرفدار برای مدیران و از جمله رشته های گرانقیمت بشمار می رود.

این دوره مناسب چه کسانی می باشد؟

دوره MBA یکی از کامل‌ترین دوره‌ هایی است که در آن از صفر تا صد فعالیت های اجرایی یک شرکت یا سازمان را به مدیران آموزش می دهیم.

اگر شما یک مدیر اجرایی، بازاریابی و یا یک کارآفرین هستید و یا قصد دارید در آینده در پست های مدیریتی مشغول به کار شوید، حضور در این دوره جایگاه مناسبی برای شما ایجاد می نماید.
این دوره علاوه ‌بر مدیران و صاحبان کسب و کار، کارشناسان IT، مدیران استراتژی و بازاریابی و در نهایت هر فردی که به دنبال یافتن پست های مدیریتی در سازمان و شرکت ها است پیشنهاد می‌شود.

مزایای شرکت در این دوره چیست؟

افرادی که در این دوره ها شرکت میکنند علاوه بر فراگیری مهارت های مدیریت اجرایی یک سازمان دولتی یا شرکت تجاری ، گواهینامه ای مبنی بر تخصص ، مهارت و دانش سطح حرفه ای کسب وکار را نیز اخذ میکنند و در این دوره ها به شبکه ای از مدیران و صاحبان کسب وکار که در سطح ملی و بین المللی فعالیت دارند مرتبط خواهند شد.

اعتبار مدرک پایان این دوره چگونه است؟

گواهینامه پایان این دوره که مورد تایید وزارت علوم ، تحقیقات و فناوی بوده که با هولوگرام رسمی و شماره سریال اختصاصی در وبسایت VOHEC.IR قابل استعلام بوده و قابلیت ترجمه رسمی وزارت دادگستری و امورخارجه را نیز دارا می باشد.

تدوین برنامه های راهبردی

بررسی نقاط قوت و ضعف کسب وکار

آشنایی مهارتهای پرسش گری در سازمانها و کسب وکارها

تعامل با زنجیره تأمین

کنترل و نظارت بر برنامهای تدوین شده

ایجاد نگرش جامع نگر

درک نیازها و خواسته‌های مشتریان

مدیریت بلند مدت منافع و ارزشهای نیروی انسانی

تکنیک های طوفان فکری

تقویت یادگیری سریع و بروزرسانی مهارت‌ها

توانایی ترکیب برنامه های عملیاتی در قالب برنامه جامع

تقویت مهارت‌های ارتباطی بین بخشی

توانایی تحلیل وضعیت کسب وکار و بنگاه

توانایی اجرای استراتژی های کلان و زیرمجموعه ها

آشنایی با ارزیابی استراتژی در سطح کل کسب وکار و همچنین کسب وکارهای کوچک

اقتصاد برای مدیران

برنامه ریزی استراتژیک

مبانی کسب وکار و مدیریت

حسابداری برای مدیران

مدیریت رفتار کارکنان

روشهای تصمیم گیری برای مدیران

اجرا و کنترل استراتژیک

مدیریت تحول سازمانی

مدیریت استراتژیک بازاریابی

مدیریت استراتژیک منابع انسانی

مدیریت استراتژیک مالی

مدیریت استراتژیک تولید

دوره MBA که مخفف عبارت Master of Business Administration ، به معنی مدیریت کسب و کارمی باشد.
این دوره برای ارتقاء مدیران حرفه ای و آینده نگر و با هدف کسب دانش و مهارت‌های مدیریت کسب ­وکاربرگزار میگردد تا بتوانند در تدوین جهت‌گیرهای راهبردی و همچنین حل مسائل واقعی محیط کار موثر باشند.
رونق کسب وکار و توسعه شرکتها بدون داشتن مهارتهای کلیدی کسب وکار امکان پذیر نمی­باشد و این یکی از بزرگترین چالشهای فارغ التحصیلان رشته های فنی مهندسی و غیربازرگانی در دنیا می باشد تا اینکه دانشگاه­های معتبری همچون هاروارد ، مدارس بازرگانی خود را افتتاح و در سال های اخیر دوره MBA را به منظور آموزش مدیران و صاحبان کسب وکاری که دانش تخصصی در حوزه تجارت و بیزینس ندارند،معرفی کردند. به همین دلیل این سال های دوره رونق MBA می­ باشد ، در سالهای اخیر خوشبختانه شاهد تخصصی نمودن این دوره و ورود به حوزه های کسب و کار بصورت تخصصی بوده ایم به شکلی که دیگر دوره MBA با گرایشهای تخصصی از جمله MBA استراتژیک، MBA بازاریابی ، MBA مالی و سرمایه گذاری و… بوده ایم.

آیا تا به حال از خود پرسیده‌اید که چرا بعضی از شرکت‌های بزرگ و موفق در مدت زمان کوتاهی با از دست دادن سهم بزرگی از بازار خود به موقعیتی معمولی و حتی تأسف بار تنزل یافته‌اند و چرا برخی از شرکت‌های کوچک و گمنام به یکباره به جایگاه‌های ممتازی در صحنه رقابت بین الملل رسیده‌اند؟ آیا در این مورد فکر کرده‌اید که چرا برخی از مؤسسات، نوسان‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی را به راحتی تحمل نموده و بر آنها غلبه می‌کنند و در مقابل برخی از سازمان‌ها طعم تلخ شکست را چشیده و از ادامه راه باز می‌مانند؟ به عقیده بسیاری از متخصصان علم مدیریت پاسخ بسیاری از این گونه سئوالات را باید در مفهوم استراتژی و مدیریت استراتژیک جستجو کرد.

با نگاهی دقیق به مفهوم مدیریت استراتژیک می‌توان به ضرورت استفاده از آن پی برد. با توجه به تغییرات محیطی که در حال حاضر شتاب زیادی به خود گرفته است و پیچیده شدن تصمیمات سازمانی، لزوم بکارگیری برنامه‌ای جامع برای مواجهه با اینگونه مسائل بیشتر از گذشته ملموس می‌شود. این برنامه چیزی جز برنامه استراتژیک یا راهبردی نیست. مدیریت استراتژیک با تکیه بر ذهنیتی پویا، آینده‌نگر، جامع‌نگر و اقتضایی راه حل بسیاری از مسائل سازمانهای امروزی است. پایه های مدیریت استراتژیک بر اساس میزان درکی است که مدیران از شرکت‌های رقیب، بازارها، قیمت‌ها، عرضه‌کنندگان مواد اولیه، توزیع‌کنندگان، دولت‌ها، بستانکاران، سهامداران و مشتریانی که در سراسر دنیا وجود دارند قرار دارد و این عوامل تعیین‌کنندگان موفقیت تجاری در دنیای امروز است. پس یکی از مهمترین ابزارهایی که سازمان‌ها برای حصول موفقیت در آینده می‌توانند از آن بهره گیرند مدیریت استراتژیک خواهد بود.

مزایای شرکت در دوره MBA گرایش استراتژیک:

مدیریت استراتژیک به سازمان این امکان را می‌دهد که به شیوه‌ای خلاق و نوآور عمل کند و برای شکل دادن به آینده خود به صورت انفعالی عمل نکند. این شیوه مدیریت باعث می‌شود که سازمان دارای ابتکار عمل باشد و فعالیت‌هایش به گونه‌ای درآید که اعمال نفوذ نماید (نه اینکه تنها در برابر کنش‌ها، واکنش نشان دهد) و بدین گونه سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت کنترل درآورد.

دوره MBA گرایش استراتژیک یکی از گرایش‌های رشته‌ مدیریت کسب و کار است. همانطور که ذکر شد این دوره ، به دلیل اهمیت بالای استراتژی در پیشرفت کسب و کار ، افزایش فروش ، اجرای برنامه های راهبردی و کنترل کیفیت فعالیت های سازمان از اهمیت خاصی برخوردار است. این گرایش حاصل بخشی از دانش نظری و تجربی است که می‌خواهد به دو پرسش اساسی پاسخ دهد؛ پرسش اول این است که چرا برخی سازمان‌ها از دیگران موفق‌ ترند و پرسش دوم درباره‌ چطورموفق‌ شدن آنهاست.

نتیجه و معنای موفقیت برای شرکت های خصوصی ، سودآوری پایدار و البته رو به رشد است. اما موفقیت در سازمان‌های دولتی و سازمان های مردم نهاد دستیابی به اهدافی همچون رضایت ارباب رجوع و اهداف توسعه ای آنهاست. MBA گرایش استراتژیک در واقع پاسخی عملی به همراه راهکار به این دو سوال است.

بازارکار فارغ التحصیلان دوره MBA گرایش استراتژیک چگونه است؟

از آنجا که تهیه ، تدوین و اجرای یک برنامه استراتژیک از کلید برای مدیران استراتژی های اصلی موفقت در سازمان محسوب میشود ، فعالیت فارغ التحصیلان این دوره بسیار متنوع است. برای مثال شما میتوانید در دفاتر طرح و برنامه یا به عنوان مشاور بیرونی سازمان و حتی مدیر عامل و عضو هیئت مدیره فعالیت کنید.

فرض کنید شما در دفاتر طرح و برنامه مشغول‌ به‌ کار هستید. فعالیت اصلی شما ، کمک به سازمان های مختلف جهت شناسایی استراتژی‌های اصلی و کلیدی ، تدوین و مکتوب‌‌ کردن این استراتژی‌ها و درنهایت تبدیل ‌شدن آن ها به برنامه‌های اجرایی خواهد بود. پس شما باید بتوانید راهکارهایی منطقی ، عملی ، کاربردی و البته ضروری ارائه دهید.

یا اگر شما به عنوان مشاور یک سازمان باشید، می‌توانید نقش‌های متفاوتی ایفا کنید. که می تواند از تحقیقات اولیه و انجام مصاحبه و تحلیل پرسشنامه ها تا تدوین برنامه ، اجرا و نظارت برآن را دربر می گیرد.

دانشجویان این دوره چه مهارت هایی را خواهند آموخت؟

به دلیل اهمیت این رشته در بازار کار ، تمرکز اساتید ما بر آموزش گام به گام و کاربردی مطالب ضروری است. بنابراین تمامی مهارت های لازم برای موفقیت در این عرصه به دانشجویان آموزش داده میشود. در ادامه با تعدادی از این مهارت ها آشنا میشویم.

شناسایی نقاط ضعف و قوت یک کسب و کار: یکی از اصلی ترین مهارت هایی که دانشجویان دوره MBA گرایش استراتژیک خواهند آموخت ، شناسایی و تحلیل نقاط ضعف و قوت یک کسب و کار است. از آنجایی که تدوین استراتژی برای پیشبرد اهداف یک کسب و کار از اهمیت بالایی برخوردار است ، شناخت و بررسی نقاط ضعف و قوت آن نقش پررنگی را ایفا میکند.

بررسی عرضه و تقاضا: هدف نهایی کسب و کار فروش است. پس یکی از اصلی ترین مهارت های آموزشی شما ، بررسی عرضه و تقاضا خواهد بود. با بررسی روند عرضه و تقاضا ، یافتن بازار هدف و در نهایت افزایش فروش سهل خواهد شد.

ایفای نقش به عنوان مدیران سطوح بالای سازمان ها: به دلیل اهمیت وجود استراتژی قوی در اهداف یک سازمان ، فارغ التحصیلان MBA گرایش استراتژیک میتوانند به عنوان مدیران ارشد ، در سطوح بالای سازمان ها فعالیت کنند.

کنترل بودجه و مدیریت عملکرد: مهارت بعدی ، کنترل بودجه و در نهایت ، مدیریت عملکرد سازمان است. به دلیل استراتژیک بودن فعالیت های این شاخه ، مدیریت عملکرد جایگاه بسیار خاصی پیدا کرده است که مستقیما با نتیجه و بهبود کسب و کار در ارتباط است.

ویژگیهای دوره MBA :

برگزاری دوره بصورت حضوری و غیرحضوری

دوره حضوری MBA طی یکسال و در ۳۰۰ ساعت برای شرکت کنندگان در ایام آخر هفته (پنج شنبه و جمعه ) برگزار می شود. این دوره توسط اساتید برای مدیران استراتژی مجرب و تراز اول کشور تدریس شده و به همین دلیل نگرانی از بابت نحوه تدریس اساتید وجود نخواهد داشت،

دوره غیرحضوری MBA :

در دنیای امروز افراد مشغله های فراوانی دارند به خصوص شرایط کنونی جامعه که به علت ویروس کرونا برخی افراد تمایل به شرکت در کلاس های حضوری را ندارند باعث شد تا خانه مدیران با استفاده از فن آوری های روز آموزشی اقدام به برگزاری دوره های غیرحضوری نماید تا افراد بتوانند در هر شرایطی از آموزش های مختلف بهره مند شوند.
دوره غیر حضوری MBA ، به طور خاص برای افرادی در نظر گرفته شده است که به علت مشغله کاری و یا دوری مسافت نمی توانند به صورت حضوری در کلاسها شرکت نموده و یا نمی توانند مدت زمان طولانی را صرف یادگیری و آموزش نمایند ،همچنین برای افرادی که در این حوزه دانش و مهارت لازم را داشته اند ولی فاقد مدرک آموزشی معتبر می باشند پیشنهاد می شود.
دوره غیر حضوری MBA به دلیل کوتاه بودن دوره و همچنین پایین بودن هزینه آن نسبت به دوره حضوری ، به طور خاص مورد استقبال افراد قرار می گیرد.
در دوره های غیرحضوری MBAمحتوای آموزشی توسط اساتید تراز اول داخل و خارج از کشور بصورت آموزش تصویری تولید و در قالب دی وی دی های آموزشی و یا پلتفرم آموزشی موسسه بنام ویدمی (سرویس اشتراک ویدیو آموزشی ) در دو نسخه اندروید و آیفون عرضه می شود.
مزایای دیگر دوره غیرحضوری MBA موسسه خانه مدیران نسبت به سایر موسسات امکان شرکت دانشجویان غیرحضوری MBA در کلاسهای آنلاین جهت رفع مشکلات دانشجویان محترم می باشد، لذا دانشجویان دوره های غیرحضوری MBA همچون شرکت کنندگان دوره جامع MBA بصورت حضوری امکان ارتباط با اساتید مجموعه را خواهند داشت

آموزش دوره بدون پیش نیازهای مدیریتی

کلیه برای مدیران استراتژی آموزشهای دوره MBA بر اساس نیاز کسب و کارهای داخلی طراحی شده و مباحث بصورت کاملا کاربردی و بصورت صفر تا صد تدوین گردیده است به شکلی که دیگر نیاز به هیچ پیش زمینه آموزشی نمی باشد و فرد با شرکت دوره دوره MBA با تمام مهارتها و دانشهای مورد نیاز جهت مدیریت یک کسب و کار آشنا می شود

پنل کاربری آموزشی بصورت مادامالعمر
پس از شرکت در دوره یک پنل آموزشی در اختیار شرکت کننده قرارداده می شود که در آن محتواهی آموزشی اعم از کتابهای الکترونیک ، ویدیئو های آموزشی و پادکستهای مدیریتی قرارداد شده است و شرکت کنندگان می تواننده بصورت همیشگی از این محتواها استفاده نمایند .
همچنین با بروز رسانی محتواها شرکت کنندگان امکان دسترسی به محتواها را خواهند داشت.

ارتباط با سایر مدیران کسب و کارها
با توجه به این نکته که قالبا تمام شرکت کنندگان دوره MBA خود دارای کسب و کار بوده لذا از جمله مزایای منحصر به فرد این دوره ، امکان ارتباط شرکت کننده ها با یکدیگر و ایجاد شبکه های کاری می باشد.
لذا به سبب اینگونه ارتباطات برای شرکت کننده فرصت شغلی مناسبی نیز ایجاد می شود
استفاده از تجربه افراد نیز می تواند سرعت پیشرفتتان را افزایش دهد. چراکه با درس گرفتن از اشتباهات مدیران، شما دیگر آن اشتباه را مرتکب نخواهید شد.

هزینه مناسب و پرداخت اقساطی
با وجود گستردگی مباحث و استفاده از هیئت علمی با سابقه بالا در تدریس، هزینه دوره کاملا منصفانه می باشد. با این وجود به دلیل مشکلاتی که برخی افراد هنگام شرکت در دوره ها را دارند، امکان پرداخت به صورت اقساط نیز فراهم شده است.
لازم به ذکر است این اقساط به صورتی تنظیم شده اند که کمترین فشار را به شرکت کننده وارد کنند. در حقیقت تلاش موسسه خانه مدیران این است که شخص با تمرکز بر روی مباحث دوره و نه هزینه آن، مباحث را به خوبی بیاموزد.

توانایی های کسب شده در دوره MBA
در پایان این دوره قادر خواهید بود جلسات مختلف را مدیریت کرده و نقشه استراتژیکی برای سازمان طراحی کنید. همچنین به بازاریابی حرفه ای تبدیل شده و هنگام فروش محصولات خود با دقت بیشتری عمل خواهید کرد. فنون مذاکره را به خوبی فرا گرفته و در مواقع بحرانی بهترین تصمیم را خواهید گرفت.
دستاورد دیگری که دوره MBA برایتان خواهد داشت، بهبود روابطتان با مشتری و همچنین آشنایی کامل با سیستم CRM می باشد. در نهایت، مهم ترین دستاورد برای شرکت کننده، بهبود جایگاه شغلی و در نتیجه افزایش درآمد می باشد.

مدیریت استراتژیک چیست و انواع مدل های مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک

فعالان حوزه مدیریت همواره سازمان ها را به داشتن مدیریت استراتژیک Strategic Management تشویق می کنند چون دستیابی به اهداف سازمانی نیاز به برنامه ریزی و صبر دارد و مدیریت استراتژیک می تواند به شرکت ها کمک کند تا به اهداف خود برسند.

مدیریت استراتژیک اطمینان حاصل می کند که مراحل لازم برای دستیابی به یک هدف تجاری در سطح شرکت اجرا می شود. در این مقاله، مدیریت استراتژیک را تعریف خواهیم کرد، چگونگی عملکرد و اهداف مدیریت استراتژیک را مورد بحث قرار میدهیم و نمونه ای از مدیریت استراتژیک را ارائه می دهیم.

مدیریت استراتژیک چیست؟

مدیریت استراتژیک در واقع استفاده استراتژیک از منابع کسب و کار برای دستیابی به اهداف کسب و کار است. لازمه مدیریت استراتژیک بررسی فرآیندها و روش های انجام امور در سازمان است. همچنین عوامل خارجی که ممکن است بر چگونگی عملکرد سازمان موثر باشند نیز باید مورد کنکاش قرار گیرند.

مدیریت استراتژیک شامل تعیین اهداف سازمان، تجزیه و تحلیل عملکرد رقبا، بررسی ساختار داخلی سازمان، ارزیابی استراتژی های فعلی و تایید یا تغییر استراتژی های قابل اجرا در سطح سازمان است.

به بیانی دیگر مدیریت استراتژیک را می توان مجموع برنامه ریزی استراتژیک و تفکر استراتژیک دانست. در این تعریف برنامه ریزی استراتژیک شناسایی اهداف قابل دستیابی برای سازمان است و تفکر استراتژیک توانایی شناسایی نیازهای سازمان برای دستیابی به اهدافی است که از طریق برنامه ریزی استراتژیک مشخص شده اند.

مدیریت استراتژیک به چه روش عمل می کند؟

با وجود اینکه مدیریت ارشد همواره مسئولیت اجرای استراتژی ها را بر عهده دارد، ایده ها، اهداف و چالش های سازمان می تواند از سوی هر یک از اعضای سازمان مطرح شود. از سویی دیگر بعضی از شرکتها یک شخص متخصص را استخدام می کنند که وظیفه تفکر و برنامه ریزی استراتژیک برای بهبود عملکرد شرکت را بر عهده دارد.

مدیریت استراتژیک شامل 4 مرحله است:

  • تحلیل و بررسی
  • تشکیل استراتژی
  • اجرا
  • ارزیابی و کنترل

تحلیل و بررسی

قبل از برنامه ریزی یک فرآیند استراتژیک جدید، شما باید فرآیند فعلی را ارزیابی کنید. کدام کار به درستی انجام می شود؟ چه چیزی به درستی عمل نمی کند؟ زمان آن رسیده که با پاسخ به سوالات مختلف در جهت یافتن عناصر اصلی و ضروری برنامه استراتژیک قدم بردارید. در این راستا برای مدیران استراتژی تجزیه و تحلیل SWOT برای شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها ابزاری مفید است.

تشکیل استراتژی

حال که اطلاعات مورد نیاز خود را به وسیله تحلیل بدست آوردید، زمان آن رسیده است که یک برنامه عملی برای رسیدن به اهداف ایجاد کنید. اطمینان حاصل کنید که مراحل مشخص و متمرکز هستند و با هدف رابطه مستقیم دارند. توجه داشته باشید که فرآیندها و روش ها برای افراد سازمان قابل فهم و کاربردی باشد و تمامی افراد مرتبط با این برنامه بتوانند به آسانی از آن استفاده کنند.

اجرای استراتژی

در این مرحله می بایست مراحل و اقداماتی که در برنامه استراتژیک خود تدوین کرده اید را به درستی اجرا کنید. مطمئن شوید که تمامی ذینفعان برای رسیدن به حداکثر کارایی این طرح را اجرا می کنند.

ارزیابی و کنترل

بعد از طی 3 مرحله قبل می توانید نتیجه کار را ارزیابی کنید سوالات مهمی که باید در این مرحله بپرسید عبارتند از: 1- آیا به هدف خود رسیده اید؟ 2- آیا این فرآیند به درستی در سطوح مختلف شرکت اجرا شد؟ براساس پاسخ های حاصل می توانید در صورت لزوم در برنامه تجدیدنظر کنید و تغییرات لازم را اعمال کنید.

مزایای مدیریت استراتژیک چیست؟

امروزه سازمان ها با استفاده از مدیریت استراتژیک مزایای بسیاری به دست می آورند:

مزیت رقابتی: مدیریت استراتژیک مزیت بیشتری به کسب و کارها نسبت به رقبا می دهد زیرا ویژگی فعال این روش سبب می شود سازمان همواره از تغییرات بازار آگاه باشد.

دستیابی به اهداف: مدیریت استراتژیک با استفاده از فرآیندها و روشهایی واضح و پویا برای تدوین و اجرای مراحل، دستیابی به اهداف را تحقق می بخشد.

رشد پایدار: از دیگر نتایج مدیریت استراتژیک، بهبود عملکرد و کارآیی سازمان که در نتیجه رشد سازمان قابل کنترل و پیوسته خواهد بود.

انسجام سازمانی: مدیریت استراتژیک مستلزم ایجاد ارتباط و اجرای هدف در سطح سازمان است و باعث می شود تمام اعضای سازمان در جهت رسیدن به اهداف مشترک تلاش کنند که در نتیجه یکپارچگی و انسجام سازمانی حاصل می شود.

افزایش آگاهی در مدیران: مدیریت استراتژیک به معنای داشتن دید عمیق و نگاه به آینده شرکت است. اگر مدیران به طور مداوم در این راستا حرکت کنند، از روندها و چالش های صنعت آگاهی بیشتری به دست می آورند. با اجرای برنامه ریزی و تفکر استراتژیک، مدیران برای روبرو شدن با چالش های آینده آمادگی بیشتری خواهد داشت.

مدل های مدیریت استراتژیک

تا به امروز انواع مدل های مدیریت استراتژیک توسط دانشمندان این حوزه مطرح شده است که در اینجا تعدادی از این مدلها را جهت آشنایی خوانندگان نام برده و تعریف مختصری از مهمترین و رایج ترین مدل ها را بیان می کنیم.

  • تحلیل زنجیره ارزش Value Chain Analysis
  • تجزیه و تحلیل SWOT
  • مدل PEST/PESTLE
  • استراتژی اقیانوس آبی Blue Ocean Strategy
  • پنج نیروی رقابتی پورتر Porter’s Five Forces Model
  • روش امتیازی متوازن یا کارت امتیازی متوازن (The Balanced Scorecard BSC)
  • نقشه استراتژی Strategy Map
  • تجزیه و تحلیل شکاف Gap Planning
  • مدل تامپسون و استریکلند Thompson and Strickland’s 7 Factors Model
  • مدل چارچوب VRIO یا VRIO Framework

تحلیل زنجیره ارزش (Value Chain Analysis)

تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش فعالیت های یک سازمان را در دو سطح بررسی می کند که در ابتدا فعالیت های اصلی قرار دارند و بعد از آن فعالیت هایی که نقش پشتیبانی دارند. فعالیت های اولیه شامل: لجستیک درونی، فعالیت های عملیاتی، لجستیک بیرونی، بازاریابی و فروش، خدمات و فعالیت های پشتیبانی شامل: زیرساخت ها، مدیریت منابع انسانی، تحقیق و توسعه و تهیه منابع اعم از مالی، مواد اولیه و … .

تحلیل SWOT

تحلیل SWOT روشی است که با بررسی محیط داخلی و محیط خارجی کسب و کار نقاط قوت و نقاط ضعف (مربوط به محیط داخلی) و فرصتها و تهدیدها (مربوط به محیط خارجی) را تعیین می کنند. این تحلیل به کسب و کارها کمک می کند تا بدانند در چه موقعیت هایی به درستی پیش می روند و چه موقعیت هایی نیاز به تغییر و توسعه دارند.

مدل PEST یا PESTLE

PEST از مخفف کلمه های سیاسی (Political)، اقتصادی (Economic)، اجتماعی فرهنگی (Sociocultural) و فناوری (Technological) تشکیل شده است. با بررسی و تعریف هر کدام از این جنبه ها در فضای کسب و کار می توان به سلامت سازمان کمک کرد.

با اضافه کردن چند حرف دیگر می توان به مدل PEST یا PESTLE رسید که عوامل محیطی (Environmental) و قانونی (Legal) را نیز در نظر می گیرد. شکل دیگر این مدل به صورت STEEPLED است که عوامل آموزشی (Education) و جمعیتی (Demographics) را نیز در بررسی ها اضافه تر دارد.

استراتژی اقیانوس آبی (Blue Ocean Strategy)

استراتژی اقیانوس آبی یک الگوی مدیریت استراتژیک است که در سال 2005 در یک کتاب با همین نام عنوان شد. در این کتاب چگونگی ایجاد بازاری بدون رقابت و بدون کنترل بیان شده است.

ایده اصلی این روش این است که سازمان ها به جای فعالیت در فضای بازار رقابتی و توسعه یافته که در واقع اشباع شده است (به عنوان اقیانوس قرمز) باید به دنبال بازاری جدید و بدون رقیب (اقیانوس آبی) باشند.

اگر سازمان ها قادر به ایجاد یک اقیانوس آبی باشند این به معنای بالا رفتن عظیم ارزش شرکت، خریداران و کارمندان خواهد بود.

پنج نیروی رقابتی پورتر (Porter’s Five Forces Model)

مدل پنج نیروی رقابتی در سال 1979 توسط مایکل پورتر بیان شده است که عبارتند از: تهدید ورود کالای جدید یا جایگزین، تهدید ورود رقبای جدید، قدرت چانه زنی مشتریان، قدرت چانه زنی تامین کنندگان و رقابت بین رقبای فعلی. میزان فشار به هر یک از این نیروها می تواند به شما در تعیین چگونگی تأثیر رویدادهای آینده بر روی سازمانتان کمک کند.

روش امتیازی متوازن یا کارت امتیازی متوازن (The Balanced Scorecard BSC)

این روش در سال 1990 توسط رابرت کپلان و دیوید نورتون مطرح شد. در این روش با تمرکز بر روی اهداف سازمانی سطوح بالا، اقدام به تکمیل اهداف می کند و برنامه ریزی مشخصی برای رسیدن به اهداف ارائه می دهد و این روش دارای نمودارهای بسیار متنوع و کاربردی است.

نقشه استراتژی (Strategy Map)

نقشه استراتژی یک ابزار بصری است که بین یک برنامه استراتژیک و دستیابی به اهداف اصلی ارتباط مشخص و واضح برقرار می کند. نقشه برداری استراتژی در واقع بخش اصلی روش کارت امتیازی متوازن است ولی نسبت به آن منحصر به فرد است و می توان این روش را یک راه عالی برای برقراری ارتباط با اطلاعات و اهداف سطح بالا در سازمان دانست که با ارائه قالبی قابل درک کاربرد خوبی دارد. مزایای این روش را می توان موارد زیر برشمرد:

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا