آموزش رایگان فارکس

تحلیل تکنیکال بهترست یا تحلیل فاندامنتال

تو ذهنت را درگیر کرده و سخت ترین کار را انتخاب کردی، در صورتی که با یک ذهن آرام می توانستی راحت ترین کار را انتخاب کنی.

خرید سهام براساس تحلیل بنیادی

به زبان ساده، تحلیل بنیادی شرکت های بورسی به معنای بررسی وضعیت عملکرد سودسازی و مالی شرکت است؛ در تحلیل بنیادی با استفاده از یک سری مفاهیم و نسبت های مالی و بررسی گزارش هایی که شرکت های بورسی منتشر می‌کنند، به وضعیت مالی، عملکرد، فعالیت و سودسازی شرکت امتیاز می‌دهیم. در بین فعالان بازار سرمایه نیز افرادی هستند که به عنوان «تحلیلگر بنیادی» شناخته می شوند؛ در واقع این افراد، خرید سهام براساس تحلیل بنیادی را مدنظر قرار می دهند. اگرچه ممکن است برای نقاط خرید و فروش خود از تحلیل تکنیکال، تابلوخوانی، فیلترنویسی و. نیز استفاده کنند، اما مبنای اصلی آن ها، تحلیل بنیادی است. به همین دلیل در ادامه مقاله، استراتژی خرید سهام براساس تحلیل بنیادی را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

خرید سهام براساس تحلیل بنیادی به چه صورت است؟

به طور کلی سهام بنیادی، به سهامی گفته می‌شود که از عملکرد و سودسازی مطلوبی برخوردار باشد. به عنوان مثال، فرض کنید که سود عملیاتی پنج سال اخیر یک شرکت، به صورت مرتب رشد کرده است؛ این موضوع نشان می‌دهد که شرکت عملکرد خوبی را از خود به جا گذاشته است، در اینجا اصطلاحا گفته می شود که سهام این شرکت بنیادی است. البته باید توجه کنید که شناسایی سهام بنیادی فقط با بررسی یک مورد مشخص نمی‌شود و باید چندین معیار مختلف را بررسی کنید تا بتوانید بنیادی بودن یا نبودن یک سهم را مشخص کنید.

اصلی ترین بخش تحلیل بنیادی، گزارشات و صورت های مالی شرکت است؛ افرادی که به دنبال خرید سهام براساس تحلیل بنیادی هستند، برای مشاهده و دریافت این گزارشات می توانند به سایت کدال مراجعه کنند. سوالی که پیش می آید این است که چه روش هایی برای خرید سهام بنیادی وجود دارد و چگونه می توان سهام سودساز و بنیادی را تشخیص دارد؟ در ادامه به معرفی برخی از روش های تحلیل بنیادی و شناسایی سهم های سودساز می پردازیم.

نسبت P/E سهم ها

یکی از اصلی ترین موارد برای خرید سهام براساس تحلیل بنیادی، در نظر گرفتن نسبت P/E شرکت ها است. این مفهوم به شما می گوید که این شرکت در ازای یک مبلغ معین، سالیانه به چه میزان سود می سازد. به عنوان مثال، وقتی که گفته می شود P/E یک شرکت، 5 واحد می باشد، در واقع به این معناست که شرکت مذکور، به اندازه یک پنجم (20 درصد) مبلغ پرداخت شده، سودسازی می کند.

با دیدگاهی دیگر نیز می توان به این مفهوم نگاه کرد؛ به این معنا که وقتی نسبت P/E یک شرکت، 4 واحد است، در واقع با فرض تقسیم 100 درصد سود بدست آمده در مجمع سالیانه، این موضوع بیانگر این نکته است که 4 سال طول می کشد تا مبلغ پرداختی شما برای خرید سهام مذکور، به طور کامل به شما بازگردد.

ارزش خالص دارایی (NAV)

یکی دیگر از ابزارهایی که برای خرید سهام براساس تحلیل بنیادی به کار گرفته می شود، مفهوم «ارزش خالص دارایی» است؛ در واقع از این ابزار برای ارزش گذاری دارایی های شرکت های سرمایه گذاری و یا صندوق های سرمایه گذاری استفاده می شود. ارزش خالص دارایی به شما می گوید که دارایی های در اختیار یک شرکت چقدر ارزش دارد.

برای ارزش گذاری یک واحد صندوق سرمایه گذاری یا یک شرکت سرمایه گذاری، از اصطلاح P/NAV استفاده می شود. بسیاری از فعالان بازار سرمایه معتقدند که اگر نسبت P/NAV زیر 70 درصد باشد، سهام شرکت مذکور برای خرید مناسب است. بنابراین وقتی که قصد خرید سهام شرکت های سرمایه گذاری و یا صندوق های سرمایه گذاری را دارید، حتما از مفهوم ارزش خالص دارایی استفاده کنید.

به عنوان مثال، قیمت سهام یک شرکت سرمایه گذاری 1000 تومان است و براساس برآورد تحلیلگران، ارزش خالص دارایی های این شرکت، 4000 تومان می باشد، در اینجا نسبت P/NAV شرکت مذکور، عدد 25 درصد را نشان می دهد که یک عدد بسیار خوب برای خرید است.

سود عملیاتی را در نظر بگیرید

یکی از نکاتی که فعالان بازار تحلیل تکنیکال بهترست یا تحلیل فاندامنتال سرمایه برای خرید سهام براساس تحلیل بنیادی باید در نظر بگیرند، محاسبه و تحلیل سود عملیاتی شرکت ها است. در واقع ممکن است یک شرکت، عملکرد خوبی را در یک بازه زمانی مشخص از خود نشان داده باشد، اما این سود ناشی از فعالیت اصلی شرکت و عملیاتی نباشد.

به عنوان مثال، یک شرکت تولید کننده کاشی و سرامیک بخشی از سود خود را صرف خرید چند آپارتمان می کند و به دلیل تورم موجود در جامعه، قیمت این دارایی ها افزایش پیدا می کند و شرکت مذکور نیز سود قابل توجهی را شناسایی می کند. اما این سود عملیاتی نیست؛ چراکه نمی تواند تکرار پذیر باشد و برای برآورد سود سال های آینده شرکت بهتر است عملکرد اصلی شرکت را مورد تحلیل تکنیکال بهترست یا تحلیل فاندامنتال بررسی قرار دهیم.

پتانسیل و طرح های توسعه شرکت را مدنظر قرار دهید

تحلیل بنیادی یک شرکت، نکات خاص مربوط به خود را دارد و برای خرید سهام براساس تحلیل بنیادی باید عوامل مختلفی را در نظر گرفت. یک شرکت ممکن است سودهای بدست آمده خود را در طرح های توسعه و گسترش خطوط تولید سرمایه گذاری کند و همین موضوع باعث افزایش میزان سودآوری این بنگاه اقتصادی در سال های آینده می شود. بنابراین، علاوه بر در نظر گرفتن وضعیت فعلی سودسازی شرکت ها، باید چشم انداز سودآوری آن ها در آینده و طرح های توسعه را نیز در نظر گرفت.

قیمت های جهانی

بازار سرمایه ایران را به عنوان یک بازار کامودیتی محور می توان در نظر گرفت؛ چراکه تعداد زیادی از شرکت ها در این حوزه فعالیت می کنند. شرکت های فعال در گروه هایی مانند محصولات شیمیایی، فلزات اساسی، استخراج کانه های فلزی و. بخش عمده ای از محصولات خود را مطابق با قیمت های جهانی به فروش می رسانند و همین موضوع باعث تاثیر قیمت های جهانی بر وضعیت سودآوری این شرکت ها شده است و افراد برای خرید سهام براساس تحلیل بنیادی، حتما باید قیمت های جهانی را در نظر بگیرند.

به عنوان مثال، شرکت پتروشیمی زاگرس که به عنوان یک تولید کننده متانول در بازار سرمایه شناخته می شود، محصولات خود را مطابق با قیمت های جهانی متانول در بازار عرضه می کند و همین موضوع باعث تاثیر پذیری بسیار زیاد این شرکت از قیمت های جهانی شده است.

نرخ دلار

یکی از فاکتورهای بسیار مهم در تحلیل بنیادی شرکت ها، در نظر گرفتن نرخ دلار است؛ چراکه بالا رفتن نرخ دلار از یک طرف باعث افزایش قیمت ریالی دارایی شرکت ها می شود و از طرف دیگر به دلیل تاثیر مستقیم در نرخ های فروش محصولات شرکت های دلار محور، باعث رشد سودآوری آن ها می شود. بنابراین برای خرید سهام براساس تحلیل بنیادی، حتما نرخ دلار را در نظر بگیرید.

اقتصاد کلان

تحلیل سودآوری و وضعیت بنیادی سهام شرکت ها بدون در نظر گرفتن اقتصاد کلان جامعه امکان پذیر نخواهد بود؛ چراکه عملکرد شرکت ها و بنگاه های اقتصادی کاملا تحت تاثیر اتفاقات و سیاست های در نظر گرفته شده در اقتصاد کلان است.

به عنوان مثال، وقتی که افراد به دنبال خرید سهام در بازار سرمایه هستند، باید نرخ بهره بین بانکی و همچنین سود سپرده های بانکی را به عنوان یکی از مولفه های اقتصاد کلان در نظر بگیرند و این موضوع می تواند در خرید سهام براساس تحلیل بنیادی موثر باشد. توجه داشته باشید که مفاهیمی همچون نرخ تورم، تنش های سیاسی، تحریم های اقتصادی، سیاست های پولی و. را می توان به عنوان سایر عوامل تاثیرگذار در اقتصاد کلان در نظر گرفت.

آیا برای انتخاب سهم، تحلیل بنیادی کافی است؟

بسیاری از تحلیلگران معتقدند که دیر یا زود، قیمت سهام یک شرکت به ارزش ذاتی خود می رسد و فقط موضوع زمان در اینجا مطرح است. در طرف مقابل، برخی از افراد معتقدند که برای فعالیت در بازارهای مالی، تحلیل بنیادی به تنهایی نمی تواند کافی باشد و اگر سرمایه گذار، سهام یک شرکت که وضعیت بنیادی مطلوبی داشته باشد را در نقطه ورود نامناسب خریداری کرده باشد، بازدهی خوبی را نمی تواند کسب کند و برای شناسایی نقاط ورود و خروج مناسب، بایستی از تحلیل تکنیکال در کنار تحلیل بنیادی استفاده شود.

به عنوان مثال، شخص سرمایه گذار پس از تحلیل و بررسی وضعیت بنیادی یک شرکت، به این نتیجه رسیده است که سهام شرکت مذکور، 5000 تومان ارزش دارد؛ در اینجا بایستی وضعیت تکنیکالی سهام را مورد بررسی قرار دهد، چراکه با وجود سودآوری مناسب و ارزشمند بودن سهم مورد نظر، ممکن است سطوح قیمتی پایین تر را نیز مشاهده کند و سرمایه گذار را با ضرر مواجه کند. بنابراین خرید سهام براساس تحلیل بنیادی کافی نیست و مواردی همچون تحلیل تکنیکال، روانشناسی بازار و. نیز باید در نظر گرفته شود.

جمع بندی

خرید سهام براساس تحلیل بنیادی یکی از استراتژی های فعالان بازار سرمایه است که در آن، صورت های مالی شرکت ها بررسی می شود و اصطلاحا افرادی که از این نوع تحلیل استفاده می کنند را تحلیلگر بنیادی می نامند. در واقع، افرادی که از تحلیل بنیادی برای انتخاب سهام ها استفاده می کنند، مواردی همچون نسبت P/E، نسبت P/NAV، چشم انداز اقتصاد کلان، نرخ دلار، قیمت های جهانی، سود عملیاتی شرکت ها و. را در نظر می گیرند. توجه داشته باشید که برای انجام یک سرمایه گذاری خوب، علاوه بر تحلیل بنیادی، به تحلیل تکنیکال، روانشناسی بازار، تابلوخوانی و. نیاز است.

آموزش تحلیل بنیادی در ترید

تحلیل بنیادی یا Fundamental Analysis یک روش برای اندازه گیری ارزش ذاتی یک رمزارز دیجیتال است که با بررسی عوامل اقتصادی و مالی مرتبط این کار را انجام می دهد. تحلیلگران بنیادی هر آنچه را که می تواند بر ارزش رمزارزها تأثیر بگذارد برای تحلیل درست و انجام ترید رمزارزها مطالعه می کنند. از جمله آنها می توان به عوامل اقتصاد کلان مانند وضعیت اقتصاد و شرایط صنعت در کنار عوامل اقتصادی خرد مانند تأثیر مدیریت شرکت ها اشاره کرد.
هدف نهایی این مطالعات و تحقیق ها رسیدن به عددی است که یک سرمایه گذار بتواند آن را با قیمت فعلی رمزارزها مقایسه کند. با استفاده از این مقایسه می تواند رمزارز دیجیتال را به نوعی ارزش گذاری کند و مشخص کند که آیا ارزش کمی دارد یا بیش از حد ارزش گذاری شده است.
این روش در مقابل تحلیل تکنیکال که جهت قیمت ها را از طریق تجزیه و تحلیل داده های قبلی در بازار مانند قیمت و حجم پیش بینی می کند؛ به عنوان تجزیه و تحلیل رمزارزها در نظر گرفته می شود.

تحلیل بنیادی

تحلیل بنیادی آموزش

نکات کلیدی تحلیل تکنیکال بهترست یا تحلیل فاندامنتال در مورد تحلیل بنیادی

  • تحلیل بنیادی روشی برای تعیین ارزش واقعی رمزارزها تعریف می شود.
  • تحلیل گران بنیادی به دنبال رمزارز هایی هستند که هم اکنون با قیمت هایی بالاتر یا کمتر از ارزش واقعی خود قابل معامله هستند.
  • اگر ارزش منصفانه بازار بالاتر از قیمت مورد نظر رمزارز در بازار باشد، رمزارز مورد نظر کم ارزش ارزیابی شده و برای خرید توصیه می شود.
  • برخلاف تحلیلگران بنیادی، تحلیلگران تکنیکال اصول حمایت را با استفاده از مطالعه تاریخچه روند و قیمت رمزارز نادیده می گیرند.

مفهوم تحلیل بنیادی

تمام مواردی که به تجزیه و تحلیل ارزهای دیجیتال مرتبط می شود و تمام روش ها در این زمینه سعی دارند که به نوعی مشخص کنند امنیت معامله در بازارهای بزرگ و کوچک به درستی ارزیابی شده باشد. تحلیل بنیادی معمولاً از منظر کلان تا خرد برای شناسایی رمزارزهایی انجام می شود که قیمت درستی از آنها در بازار وجود ندارد. تحلیلگران در این زمینه معمولاً به ترتیب، وضعیت کلی اقتصاد و سپس قدرت یک صنعت خاص را قبل از تمرکز بر عملکرد فردی شرکت مطالعه می کنند تا به ارزش عادلانه بازار مربوط به یک رمزارز خاص برسند.
تحلیل بنیادی برای ارزیابی ارزش رمزارزها از داده های عمومی استفاده می کند. به عنوان مثال، یک سرمایه گذار می تواند با بررسی عوامل اقتصادی مانند نرخ بهره و وضعیت کلی اقتصاد، تجزیه و تحلیل اساسی در مورد ارزش یک نوع ارز دیجیتال را انجام دهد. با تحلیل گران آکوچین همراه باشید تا اطلاعات بیشتر و کارآمدتری را در این زمینه به سمع و نظر شما برسانیم.

تحلیل بنیادی 2

تحلیل بنیادی 3

تحلیل بنیادی و ارز دیجیتال

یک تحلیلگر که تحلیل بنیادی انجام می دهد، برای ایجاد روشی که بتواند بوسیله آن ارزش تخمینی قیمت ارزهای دیجیتال را تعیین کند از داده هایی که در دسترس تمام مردم است استفاده می کند. به گفته تحلیلگر، این مقدار تنها برآوردی است که قیمت و ارزش رمزارزهای موجود مخصوص یک شرکت خاص را در مقایسه با قیمت فعلی بازار نشان می دهد. برخی از تحلیلگران ممکن است قیمت تخمینی خود را به عنوان ارزش ذاتی ارز های دیجیتال مشخص کنند.
اگر یک تحلیلگر محاسبه کند که ارزش ارز دیجیتال باید به طور قابل توجهی بالاتر از قیمت فعلی بازار رمزارزها باشد، ممکن است آنها یک امتیاز خرید را برای ارز دیجیتال منتشر کنند. این به عنوان یک توصیه برای سرمایه گذاران است که تحلیل گران از آن استفاده می کنند. اگر تحلیلگر ارزش ذاتی کمتری را نسبت به قیمت فعلی بازار محاسبه کند، ارز دیجیتال بیش از ارزش ارزیابی شده و توصیه می شود که آنرا بفروشند. سرمایه گذارانی که از این توصیه ها پیروی می کنند انتظار دارند که بتوانند رمزارزهای مطلوب را خریداری کنند زیرا چنین رمزارز هایی با افزایش زمان، احتمال رشد بیشتری دارند.

به همین ترتیب انتظار می رود ارز دیجیتال با رتبه بندی نامطلوب احتمال افت قیمت بیشتری داشته باشد. این روش تجزیه و تحلیل ارز دیجیتال که تحلیل بنیادی نامیده می شود در مقابل تجزیه و تحلیل تکنیکال در نظر گرفته می شود، که جهت قیمت ها را از طریق تجزیه و تحلیل داده های موجود در بازار رمزارزها مانند قیمت و حجم پیش بینی می کند.

تحلیل بنیادی کمی و کیفی

مشکلی که در تعریف کلمه Fundamental (بنیادی) وجود دارد این است که این کلمه می تواند هر آنچه مربوط به رفاه اقتصادی یک شرکت است را شامل شود. بدیهی است که اعدادی مانند درآمد و سود را هم پوشش می دهند، اما همچنین می توانند از بازار ارز دیجیتال یک شرکت تا کیفیت مدیریت آن را شامل شوند. عوامل بنیادی مختلف در تحلیل بنیادی را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد: کمی و کیفی. این کلمات در لغت معنای مشابهی نسبت به معنای اصلی و استانداردشان دارند. در اینجا تعریف این کلمات را که در یک فرهنگ لغت آمده است مشاهده می کنیم:

  • کمی - "مربوط به اطلاعاتی است که می توان آنها را به صورت تعداد و مقدار نشان دهید."
  • کیفی - "مربوط به ماهیت یا استاندارد چیزی است، نه مقدار آن."

تحلیل های بنیادی

در این زمینه می توان گفت که مبانی کمی مربوط به اعداد سخت می شود. این اعداد را می توان به عنوان ویژگی های قابل اندازه گیری مربوط به یک کسب و کار معرفی کرد. به همین دلیل بزرگترین منبع داده های کمی صورت های مالی است. درآمد، سود، دارایی و موارد دیگر را می توان با دقت زیادی توسط همین اعداد کمی اندازه گیری کرد. در تحلیل بنیادی اصول کیفی کمتر ملموس هستند. برای مثال می توان به کیفیت کار مدیران اصلی یک شرکت، شناسایی نام تجاری، حق ثبت اختراع و فناوری انحصاری آن اشاره کرد. نه تجزیه و تحلیل کیفی و نه کمی ذاتاً از دیگری بهتر نیست. بسیاری از تحلیلگران در آموزش تحلیل بنیادی سعی می کنند که از هر دوی آنها در کنار هم استفاده کنند.

می خوای یک تریدر حرفه‌ای بشی؟

تا اینجا به برخی از مسائل مربوط به تحلیل بنیادی پرداختیم، حال سعی داریم که به صورت واضح تر برای شما اهمیت استفاده از تحلیل بنیادی و کاربرد آن را مشخص کنیم. ابتدا در این زمینه به سخنان تحلیلگر آمریکایی معروف به نام پری کوفمن اشاره می کنیم که می گوید: تنها یک دقیقه لازم است که به شما بیاموزم چگونه در بازار سهام پول درآورید: سهام خود را پایین بخرید و بالا بفروش برسانید. در این مورد تنها به پنج یا ده سال زمان نیاز خواهید داشت تا شیوه تشخیص زمان خرید و فروش درست (بالا و پایین بودن یک سهام) را به شما آموزش دهم.
تحلیل بنیادی که آن را به عنوان تحلیل فاندامنتال نیز می شناسند از روش های مهم و کاربردی تحلیل به شمار می رود که در ابتدای این مبحث به صورت کامل معرفی شد. ولی سوالی که در اینجا بوجود می آید این است که خود کلمه تحلیل به چه معناست؟ شما کلمه تحلیل را به دلایل مختلفی شنیده‌اید و در موقعیت های مختلفی از آن استفاده کرده اید. ولی برای استفاده از تحلیل در زمینه های مالی نوع دیگری از مفهوم و معنی این کلمه دریافت می شود. صرفا برای تحلیل های مالی از ابزار های مختلفی استفاده می کنند. چرا که نیاز به جمع آوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز خواهد بود. یکی از این ابزار ها که تقریبا همه شما با آن آشنایی دارید فایل اکسل است.
ولی مفهوم تحلیل را نمی توان تنها با بررسی روش های مختلف تحلیل های مالی متوجه شد. ولی می توان گفت تحلیل نگاه دقیق و جزء به جزء به یک موضوع خاص است تا تمام جوانب و فاکتور های مثبت و منفی آن مشخص شده تا بتوان داده ها و اطلاعاتی را برای تصمیم گیری های آینده بدست آورد. این تعریف کلی را می توان برای کلمه تحلیل به صورت مالی تحلیل تکنیکال بهترست یا تحلیل فاندامنتال تحلیل تکنیکال بهترست یا تحلیل فاندامنتال و غیر مالی در نظر گرفت.

سوالات متداول در مورد تحلیل بنیادی

تحلیل بنیادی تلاش می کند تا ارزش ذاتی ارزهای دیجیتال را با بررسی عوامل اقتصادی و مالی مرتبط از جمله ترازنامه، استراتژی های ابتکاری، شاخص های مالی خرد و رفتار خریداران اندازه گیری کند. تحلیل بنیادی روشی برای اندازه گیری ارزش ذاتی رمزارزهاست.

برای تعیین کیفیت سرمایه گذاری های بلند مدت در مجموعه گسترده ای از رمزارزها و بازار کریپتوکارنسی، اغلب از تحلیل بنیادی استفاده می شود، در حالی که از تحلیل تکنیکال بیشتر در بررسی تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری کوتاه مدت مانند ترید یا تجارت ارزهای دیجیتال استفاده می شود.

تحلیل بنیادی به پیش بینی روند دراز مدت در بازار کریپتوکارنسی کمک می کند. به طور کلی برای سرمایه گذاری های طولانی مدت مورد استفاده قرار می گیرد زیرا شما را قادر می سازد قیمتی را که یک ارز دیجیتال باید داشته باشد، بدست آورید. همچنین به شما این امکان را می دهد که شرکت های خوبی برای سرمایه گذاری مانند شرکت هایی با پتانسیل رشد قوی پیدا کنید.

تحلیل تکنیکال یا بنیادی یا ذهنی کدام جواب می دهد؟

تحلیل تکنیکال یا بنیادی یا ذهنی

در کشور تحلیل تکنیکال بهترست یا تحلیل فاندامنتال ژاپن مرد میلیونری زندگی می کرد و به خاطر درد چشمانش چندین شب بود که خوب نخوابیده بود.

او از این دکتر به آن دکتر (از این تحلیل گر به آن تحلیل گر!) می رفت و تمام قرص ها و آمپول ها (تحلیل تکنیکال و بنیادی و…) را امتحان می کرد تا شاید معجزه ای اتفاق بیفتد و درد چشمانش خوب شود. (سودهای بزرگ در بورس با معجزه!)

در نهایت پیش یک مشاور روانشناس رفت و داستانش را گفت.

مشاور روانشناس به او گفت که مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکن! (یعنی فقط روی ذهن خودت کار کن)

مرد میلیونر ژاپنی وقتی که به خانه برگشت به مستخدمین خودش گفت:

رنگ سبز بخرید و تمام خانه را سبز رنگ کنید.

تمام اسباب و اثاثیه خانه را با رنگ سبز عوض کنید.

تمام اهالی خانواده لباس های سبز رنگ بپوشند.

ماشین و تمام وسایل شخصی هم رنگ سبز باشد.

البته این کارها جواب داد و بعد از مدتی درد چشمانش هم خوب شد.

او از مشاور روانشناس دعوت کرد تا برای خوردن ناهار و تشکر ویژه به خانه اش بیاید.

وقتی تحلیل تکنیکال بهترست یا تحلیل فاندامنتال مشاور به خانه او رسید با تعجب دید که همه چیز به رنگ سبز است!

ارزان ترین نسخه مشاور روانشناس

مشاور بعد از احوالپرسی از مرد میلیونر ژاپنی پرسید: درد چشمانت خوب شد؟

مرد میلیونر با تقدیم گل و کارت هدیه از مشاور تقدیر و تشکر کرد و گفت:

بله درد چشمانم خوب خوب شده ولی برایم خیلی خیلی گران تمام شده است!

مشاور روانشناس با تعجب به مرد میلیونر نگاه کرد و گفت:

ولی این ارزان ترین نسخه ای بوده که تا حالا تجویز کرده ام!

لازم نبود این همه خرج کنی و همه دنیا را تغییر دهی تا درد چشمانت خوب شود!

فقط کافی بود یک عینک سبز رنگ بخری و به چشمانت بزنی، همین!

تو ذهنت را درگیر کرده و سخت ترین کار را انتخاب کردی،

در صورتی که با یک ذهن آرام می توانستی راحت ترین کار را انتخاب کنی.

راه حل در دستان تو بود ولی تو با عجله و بدون فکر کردن اقدام کردی و راه را اشتباه رفتی!

من هیچ کدام از تحلیل هایی که وجود دارد را رد یا تایید نمی کنم!

تحلیل هایی مثل تحلیل فنی یا تکنیکال، تحلیل بنیادی یا فاندامنتال، تحلیل پرایس اکشن، تحلیل الیوت، تحلیل با استفاده از فیلترهای دیده بان بازار و غیره.

تحلیل فقط تحلیل است

پیش بینی فقط پیش بینی است

هیچ چیز قطعی وجود ندارد

تحلیل تکنیکال یا بنیادی یا ذهنی کدام یک دقیق است؟

تنها چیزی که قطعی است و وجود آن تایید شده است فقط و فقط ذهن توست.

تحلیل ذهنی یا روانی همان مایندست توست، همان مدل فکر کردن توست، همان احساسات توست که روی فکر کردن تو اثر مثبت یا منفی می گذارد.

اگر تحلیل بنیادی بگوید سهم شگل یا سهم خوساز در یک سال آینده پول تو را ۳ تا ۵ برابر می کند تو چه واکنشی نشان می دهی؟

یعنی اگر ۳۰ میلیون تومان تو ۱۵۰ میلیون تومان بشود! یا اگر ۱۵۰ میلیون تومان تو ۷۵۰ میلیون تومان بشود!

آیا بلافاصله حرف مرا گوش می کنی و آن را می خری؟ یا دست دست می کنی و می ترسی وارد سهم شوی؟ یا کلی احتمالات دیگر…

اگر تحلیل تکنیکال بگوید سهم الگوی مثلث یا پرچم را شکسته است و در حال صعود است و در عرض یک ماه می توانی حداقل ۲۰ درصد از سهم خشرق یا دزهراوی سود بگیری، تو چه واکنشی نشان می دهی؟

یعنی سود یکسال بانک را می توانی در یک ماه در بیاوری!

یعنی اگر فقط ۱۰ میلیون تومان داشته باشی می توانی حداقل ۲ میلیون تومان از بازار بورس سود بگیری، به همین راحتی.

آیا باز هم بلافاصله حرفم را گوش می کنی و آن را می خری؟ یا بزرگترین مانع، جلوی تو را می گیرد؟

حالا بزرگترین مانع چیست؟

بزرگترین مانع برای سود نکردن در بازار بورس، فقط و فقط ذهن توست!

یعنی نه تنها در بازار بورس بلکه در تمام فعالیت های زندگی، اگر ثبات روانی یا تعادل ذهنی نداشته باشی نمی توانی درست و حسابی سرمایه گذاری کنی و با اشتباهات زیاد خیلی زود سرمایه ات را نابود می کنی!

اگر سرمایه ات نابود شود خودت هم خیلی زود نابود می شوی و به دسته سرمایه گذاران شکست خورده ملحق می شوی!

و در یک چرخه باطل گیر می کنی!

یعنی می خواهی ضررهای قبلی را بدون تعادل ذهنی جبران کنی و باز هم تصمیمات اشتباه می گیری و باز هم ضرر می کنی!

کافیست در اینترنت ده دقیقه درباره تحلیل تکنیکال یا بنیادی یا تحلیل های دیگر جستجو کنی، آن وقت با مطالب آموزشی زیادی روبرو می شوی و تبلیغات زیادی تو را به یکی از کلاس های تحلیل تکنیکال یا بنیادی می کشاند!

ولی درباره اصلی ترین و اساسی ترین تحلیل، یعنی مدل فکری تو کمتر صحبت می شود! چرا؟

چون تو دنبال معجزه یا فرمول خاص می گردی!

چون تو فکر می کنی تحلیل تکنیکال یا تحلیل فاندامنتال جواب می دهد!

چون تو فکر می کنی مهمترین شرط رسیدن به سودهای بزرگ در بورس، ذهن تو نیست!

چون تو فکر می کنی بزرگترین مانع برای رسیدن به سود های بزرگ در بورس، سفته بازان و رانت خواران هستند!

چون تو فکر می کنی اگر موانع خارجی (مثل تحلیل تکنیکال بهترست یا تحلیل فاندامنتال قوانین کشکی یا رانت یا…) برداشته می شد تو یک شبه پولدار می شدی!

تحلیل تکنیکال یا تحلیل بنیادی بدون ذهن آرام و متعادل جواب نمی دهد!

ولی با یک ذهن آرام و متعادل بدون داشتن دانش تکنیکال یا بنیادی می توانی به سود برسی!

انتخاب تحلیل تکنیکال یا بنیادی یا ذهنی .

سرمایه گذاری بدون ریسک در بورس ۸۰ درصد با کمک ذهن تو و فقط ۲۰ درصد با کمک بقیه تحلیل ها امکان پذیر است.

شاید با این حرف، تحلیل گران از دست من ناراحت شوند ولی اگر راجع به تحلیل گران تحقیق کنی متوجه می شوی که خیلی از آن ها کارنامه سرمایه گذاری خیلی خوبی ندارند!

ولی در کل اگر نظر مرا بخواهی می گویم:

دانستن یک چیز بهتر از ندانستن آن است.

یعنی اگر با دوره روانشناسی سرمایه گذاری بتوانی ۸۰ درصد راه را بروی چه اشکالی دارد با کمک تحلیل تکنیکال یا بنیادی ۲۰ درصد بقیه راه را نیز تکمیل کنی.

البته اگر وقت نداری یا دوست نداری تحلیل تکنیکال یا بنیادی یاد بگیری هیچ اشکالی ندارد چون این ۲۰ درصد راه را می توانی روی فراسهام حساب تحلیل تکنیکال بهترست یا تحلیل فاندامنتال باز کنی.

یعنی فراسهام سهام های خوب را با تضمین معرفی می کند،

ولی قبل از آن لازم است تا تو نیز سهامدار خوبی باشی،

و تضمین کنی که ذهنت قوی و آماده است.

پس مواظب باش که مثل مرد میلیونر ژاپنی، وقت، انرژی و پولت را هدر ندهی تا گران ترین راه حل را انتخاب کنی!

روانشناسی سرمایه گذاری راه حل آسان تری است و زودتر تو را به یک سرمایه گذار حرفه ای تبدیل می کند.

با روانشناسی سرمایه گذاری می توانی استاد ذهن خودت شوی و به سودهای بزرگ برسی.

بازار بورس جای سهام داری و صبر است نه سهام بازی و یک شبه میلیونر شدن

راه حل را گفتم و الان در دستان توست و خیلی خیلی ارزان است

اگر باز هم درباره تحلیل تکنیکال یا بنیادی یا ذهنی سوالی داری می توانی بپرسی یا نظر خودت را با سهامداران فراسهام به اشتراک بگذاری.

تحلیل تکنیکال بهتر است یا تحلیل بنیادی؟

تحلیل تکنیکال یا تحلیل بنیادی

تحلیل تکنیکال و بنیادی دو روش کاربردی در تجزیه و تحلیل رفتار بازار می باشند که هر یک دارای ویژگی های خاصی هستند. با توجه به تفاوت های موجود در نحوه بررسی و تجزیه و تحلیل های صورت گرفته بر اساس تحلیل بنیادی و تکنیکال، ابهاماتی برای انتخاب هر یک از این دو مورد وجود دارد. به عبارت دیگر، ممکن است در ابتدای راه و حتی بعد از مدت ها فعالیت در بورس با این سوال مواجه شوید که تحلیل تکنیکال بهتر است یا بنیادی؟ در ادامه با گروه آموزش بورس در مشهد تحلیل نوین همراه باشید تا مزایا و معایب هر یک از این دو شیوه تحلیل سهام را بررسی کنیم.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال به شیوه ای از تحلیل رفتار بازار برای خرید و فروش سهام گفته میشود که بر اساس نمودارها و داده های بازار و قیمت سهم عمل می کند. پایه و اساس این شیوه تحلیل بر این عقیده استوار است که تاریخ همیشه تکرار میشود. این مساله تا حد بسیار زیادی درست است و می توان با بررسی رفتار بازار در گذشته، حالت آینده آن را پیش بینی کرد.

تحلیل تکنیکال بر اساس قیمت و حجم معاملات تصمیم گیری می کند و به همین خاطر است که به گذشته و صورت های مالی شرکت مربوطه هیچ کاری ندارد. نکته بسیار مهم در تحلیل تکنیکال این است که نمودارهای ارائه شده در بازار ارتبط مستقیم بر میزان عرضه و تقاضا در کوتاه مدت دارد. به عبارت دیگر، نوع رفتار معامله گران در بازار بر نوسانات این نمودار تاثیر می گذارد.

خرید و فروش های هیجانی و عدم کنترل ترس و اضطراب معامله گران در برابر تغییرات اندک بازار و حتی شایعات و اخبارهای نادرست همگی باعث میشوند تا عرضه و تقاضا دچار نوسان گردد. قطعا این نوسانات پایدار نخواهد بود و در بلند مدت این شیوه تحلیل بازار نمی تواند نتایج درستی را ارائه دهد.

تحلیل تکنیکال

شاخص های تحلیل تکنیکال

در دوره های آموزش بورس، یکی از مهم ترین فاکتورهایی که به آن پرداخته میشود، معرفی شاخص های تکنیکال و نحوه استفاده از آنها برای پیش بینی درست قیمت در آینده می باشد. از مهم ترین این موارد می توان به گزینه های زیر اشاره نمود:

پرایس اکشن (Price Action)

از جمله شاخص هایی که در این زمینه به کار می روند می توان به پرایس اکشن یا حرکات قیمتی اشاره نمود. در این شاخص تاکید میشود که رفتار گذشته قیمت ها می تواند ابزاری برای پیش بینی آن در آینده باشد. برای این منظور باید بتوانید نمودارهای چارچوب زمانی مناسب را انتخاب و تحلیل های مورد نیاز را انجام دهید. این نمودارها به صورت ۵ دقیقه ای، ۱۵ دقیقه ای، ساعتی، ۴ ساعتی و روازنه گزارشات را اعلام می کنند.

میانگین متحرک (Moving Average)

میانگین متحرک یا MA یکی از ساده ترین روش های تحلیل می باشد که بر اساس میانگین قیمت سهم در یک بازه زمانی مشخص استوار می باشد.

شاخص فیبونانچی

سری فیبونانچی یکی از شناخته شده ترین سری ها در علم ریاضی می باشد که در تحلیل تکنیکال نیز کاربرد دارد.

شاخص مونتوم

این شاخص بر خلاف موارد قبلی که بیشتر بر پیش بینی صعود یا نزول سهم تمرکز دارد، بیشتر برای اندازه گیری قدرت روند استفاده می گردد.

تحلیل بنیادی

مزایای تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال نه تنها در بازار بورس ایران، بلکه در سطح بین المللی نیز کاربرد بسیار گسترده ای دارد. دلیل اصلی این حجم از استقبال از نتایج بدست آمده از نمودارهای آن را می توان به موارد زیر ارتباط داد:

  • پیش بینی و تصمیم گیری در این شیوه بر اساس عرضه و تقاضا می باشد. در نتیجه می تواند بهترین ابزار برای خرید و فروش های کوتاه مدت به شمار رود.
  • اطلاعات و داده های به کار رفته در نمودارهای تکنیکال بدون تاخیر و بلافاصله از رفتار بازار بدست می آیند. در نتیجه می توان با اطلاعات کاملا جدید و مطابق با رفتار قیمت ها برای خرید و فروش اقدام نمود
  • نمودارهای تکنیکال یکی تحلیل تکنیکال بهترست یا تحلیل فاندامنتال از بهترین ابزارها برای تشخیص زمان ورود و خروج به بازار به شمار می روند.
  • نمودارهای تکنیکال بر اساس سیستم های پیش بینی کننده عمل می کنند. بر اساس علم ریاضی الگوها و تاریخ همیشه در حال تکرار است و در نتیجه می توان تا حد زیادی در کوتاه مدت بر این اساس معاملات را انجام داد.

معایب تحلیل تکنیکال

بدون شک هیچ یک از روش های به کار رفته برای پیش بینی رفتار بازار و خرید یا فروش سهم بدون نقص نمی باشند. از جمله معایب پیش بینی های انجام شده بر اساس نمودارهای تکنیکال می توان به موارد زیر اشاره نمود:

  • نامناسب بودن این روش برای سرمایه گذاری های بلند مدت بخاطر در نظر نگرفتن شاخص های بنیادی در تحلیل های خود
  • سردرگمی سرمایه گذاران بخاطر دریافت سیگنال های متفاوت از اندیکاتورهای متنوع

تحلیل تکنیکال یا تحلیل بنیادی

تحلیل بنیادی چیست

تحلیل بنیادی ( Fundamental Analysis ) از بهترین روش های تحلیل سهام می باشد که به دنبال علت اصلی صعود یا نزول قیمت های یک سهم می باشد. در این شیوه تحلیل گر با بررسی کامل صورت های مالی شرکت و اخبار و رویدادهای مهم سیاسی و اقتصادی در نهایت به دنبال پیدا کردن ارزش واقعی سهم می باشد. به عبارت دیگر، خرید و فروش یک سهم برای افرادی که از تحلیل بنیادی استفاده می کنند تنها بر اساس نوسانات روزانه قیمت ها نمی باشد، بلکه ارزش واقعی سهم را ملاک قرار می دهند.

در تحلیل بنیادی، بعد از پی بردن ارزش واقعی سهم، معامله گر به دنبال شرایطی می باشد که ارزش سهم از مقدار واقعی آن کمتر شود تا سهم را خریداری کند. بدون توجه به اینکه شاید در روزهای آینده قیمت سهم به اندازه مناسبی رشد نکند و تنها با داشتن دیدگاه بلند مدت این خرید و فروش ها انجام میشوند. در واقع افرادی که از تحلیل بنیادی برای پیش بینی ها استفاده می کنند، قصد سرمایه گذاری بلند مدت دارند و رفتار فعلی بازار را تنها یک فرصت برای کسب موفقیت در آینده می دانند.

شاخص های تحلیل بنیادی

فرآیند تحلیل بنیادی و پی بردن به ارزش واقعی و ذاتی سهم زمان بر و بسیار پیچیده می باشد. تحلیل گران هر یک شاخص های متفاوتی را برای این منظور استفاده می کنند که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

درآمدهای شرکت بعد از حذف هزینه ها

  • نسبت P/E
  • نسبت PEG
  • EPS
  • Dividend Yield یا بازدهی سود نقدی
  • نسبت DE
  • ROE

بر اساس این شاخص ها می توان به ارزش ذاتی سهم پی برد. علاوه براین، تا حد زیادی می توان تاثیر هر یک از این فاکتورها را در رفتار آینده سهم مشخص نمود. دقت داشته باشید که در تحلیل بنیادی نه تنها صورت های مالی، بلکه رفتار صنعت و اقتصاد همگی مورد بررسی قرار می گیرند.

تحلیل تکنیکال یا تحلیل بنیادی

مزایا تحلیل بنیادی

همان طور که اشاره کردیم، این شیوه تحلیل سهام کاربرد بسیار گسترده ای دارد و می تواند مزایای زیادی را به همراه داشته باشد که عبارتند از:

  • ابزار مناسب برای سرمایه گذاری بلند مدت می باشد
  • با توجه تحلیل تکنیکال بهترست یا تحلیل فاندامنتال به اینکه تحلیل ها بر اساس صورت های مالی شرکت بدست می آید، در نتیجه اطلاعات کاملا واقعی و تا حد زیادی قابل اعتماد می باشند.
  • تحلیل بنیادی شیوه مناسبی برای سرمایه گذاری می باشد نه معامله گری!

معایب تحلیل بنیادی

معایب تحلیل بنیادی عبارتند از:

  • فرآیند تجزیه و تحلیل بسیار زمان بر
  • رسیدن به سود در بلند مدت و مشخص نبودن زمان تغییر رفتار بازار و افزایش ارزش سهم در آینده
  • عدم توجه به تغییرات سیاسی و اقتصادی آینده که تغییرات زیادی را حتی در قانون گذاری اعمال می کنند.

نتیجه گیری: تحلیل تکنیکال یا تحلیل بنیادی؟

در حالت کلی و بر اساس یک نتیجه گیری برای اینکه تحلیل تکنیکال بهتر است یا تحلیل بنیادی، می توان گفت این دو مکمل هم هستند. به عبارت دیگر، می توان با پی بردن به ارزش ذاتی یک سهم و استفاده از نمودارهای تکنیکال، زمان مناسب برای خرید و فروش را تعیین کرد.

با توجه به اهمیت تحلیل تکنیکال و بنیادی در معاملات انجام شده در بورس داخلی و جهانی، لازم است قبل از ورود به بازار سرمایه بر این دو شیوه تسلط پیدا کنید. گروه آموزش بورس در مشهد تحلیل نوین مجموعه ای از اساتید و تحلیل گران موفق در این حوزه به شمار می روند که با برگزاری دوره های مختلف شما را برای تبدیل شدن به یک معامله گر نخبه آماده می کنند. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره دوره های آموزش بورس در مشهد می توانید از راه های ارتباطی ذکر شده در پایین صفحه استفاده نمایید.

جزئیات خبر

تحلیل تكنیكال یا بنیادی؟

پیش از آنکه بخواهیم به این پرسش که «از تحلیل تكنیكال استفاده کنیم یا بنیادی؟» جواب دهیم، بهتر است خیلی گذرا تحلیل بنیادی و تکنیکال را برایتان تعریف کنیم.

همان‌طور که می‌دانید تحلیل تکنیکال، تحلیلی است که براساس بررسی حرکات قیمت در گذشته، به بررسی و پیش‌بینی آینده می‌پردازد. در واقع تحلیل تکنیکال روشی برای پیش‌بینی قیمت اوراق، كالا و سایر عوامل قیمت‌پذیر بر پایه‌ی الگوی تغییرات قیمت، حجم و بدون در نظر گرفتن عوامل بنیادین بازار است.

همچنین تحلیل بنیادی با توجه به عوامل تاثیرگذار بر اقتصاد شرکت‌ها از جمله آموزه‌های مدل «پورتر» و بررسی فرصت‌ها، تهدیدها، نقاط ضعف و قوت)SWOT) در اقتصاد شرکت‌ها و همچنین صورت‌های مالی ، گزارشات تولید و فروش و سایر عوامل به بررسی سودآوری سهم در سال جاری و آتی می‌پردازد، سپس با تنزیل جریانات نقدی شرکت‌ها در سال‌های آینده، ارزش روز شرکت را به دست می‌آورد.

لازم است بدانید هر چند در تحلیل بنیادی اقتصاد شرکت کاملا مورد مطالعه و بررسی قرار می‌گیرد -به‌طوری‌که سود سال‌های آتی نیز برای آن پیش‌بینی می‌شود- ولی درباره نتایج آن عدم قطعیت وجود دارد، به این صورت که ممکن است نرخ فروش و هزینه‌ها برای محصولات تغییر یابد یا اینکه تغییرات نرخ دلار ممکن است بر روی درآمد و هزینه‌های سال‌های آتی شرکت‌ تأثیرات قابل‌توجهی داشته باشد. از همین رو هر چند به استفاده از تحلیل بنیادی توصیه می‌شود، اما به‌دلایل گفته شده، استناد به نتایج تحلیل بنیادی قطعیت کامل ندارد.

تحلیل تكنیكال یا بنیادی؟

پاسخ به این سؤال بستگی به موارد مختلفی دارد، ولی نکته‌ مهم و حائز اهمیت، این است كه همه چیز به میزان بازدهی مورد انتظار، ریسک‌پذیری و نگرش سرمایه‌گذار بستگی دارد. به‌عنوان‌مثال اگر فردی بخواهد به‌محض خرید یک سهم شاهد واكنش در آن باشد، بی‌شک تحلیل تكنیكال به او این امكان را می‌دهد و یا اینكه اگر بخواهد سهمی را خریده و تحلیل تکنیکال بهترست یا تحلیل فاندامنتال به دریافت سود تقسیم‌شده در مجمع(DPS)‌امید داشته باشد، باید با نگاه بنیادی و میان‌مدت آن سهام را مورد بررسی قرار دهد.

مهم‌ترین آموزه تحلیل تکنیکال، توجه به حجم و ارزش معاملات روزانه شرکت‌هاست

یک شیوه‌ای كه همواره در ایده‌آل‌ترین حالت به دانشجویان گفته می‌شود، این است كه ابتدا سهم‌های بنیادی را رصد کنید؛ با این كار شما بهترین سهم‌های بازار را از نظر بنیادی در اختیار خواهید داشت؛ حال به كمك تحلیل تكنیكال می‌توانید به بهترین زمان برای ورود و خروج از سهم دست یابید.

آیا تحلیل تكنیكال در بورس ایران جواب می‌دهد؟

سؤال بزرگ دیگری كه بین فعالان بازار مطرح است، این است كه آیا تحلیل تكنیكال در بورس ایران جواب می‌دهد یا خیر؟ در پاسخ به این سؤال می‌توان گفت که اصولا الگوهای شکل‌گرفته در تحلیل تکنیکال در بورس‌های بین‌المللی نیز براساس احتمال حدود 80 درصد به نتیجه مطلوب می‌رسد. لازم است بدانید این بورس‌ها چالش‌هایی مثل محدودیت دامنه نوسان و حجم مبنا نظیر آنچه در کشورمان شاهد هستیم، ندارند؛ بنابراین با توجه به قوانین بورس ایران، ممکن است محدودیت‌هایی از این قبیل، ما را در کسب نتیجه ایده‌ال در تحلیل تکنیکال مایوس کند. ولی یادآوری می‌شود که در تحلیل تکنیکال قواعدی وجود دارد كه با یادگیری و استفاده مستمر از آن‌ها، کسب نتیجه مناسب با احتمال بیشتری ممکن می‌شود.

به بیان‌دیگر اگر می‌خواهیم با استفاده از تحلیل تکنیکال معاملات سودآوری داشته باشیم، باید از آموزه‌های آن استفاده كنیم كه یكی از مهم‌ترین آموزه‌های مذکور، توجه به حجم و ارزش معاملات روزانه شرکت‌هاست.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا